urbanize

[ایالات متحده]/ˈɜːbənʌɪz/
[بریتانیا]/ˈɜrbəˌnaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شهری یا شبیه شهر ساختن; تصفیه شده یا فرهنگ یافته ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

urbanize areas

منطقه زایی

urbanize cities

شهر زایی

urbanize regions

منطقه زایی

urbanize spaces

فضای زایی

urbanize communities

جامعه زایی

urbanize landscapes

مناظر زایی

urbanize infrastructure

زایایی زیرساخت

urbanize development

زایایی توسعه

urbanize neighborhoods

محله زایی

urbanize environments

محیط زایی

جملات نمونه

the city plans to urbanize the surrounding rural areas.

شهر قصد دارد مناطق روستایی اطراف را شهرنشین کند.

many countries are trying to urbanize their economies.

بسیاری از کشورها در تلاشند اقتصاد خود را شهرنشین کنند.

urbanize the landscape to accommodate more residents.

منظره را برای اسکان ساکنان بیشتر شهرنشین کنید.

efforts to urbanize often lead to environmental challenges.

تلاش برای شهرنشینی اغلب منجر به چالش های زیست محیطی می شود.

as cities expand, they tend to urbanize nearby regions.

همانطور که شهرها گسترش می یابند، تمایل دارند مناطق نزدیک را شهرنشین کنند.

urbanizing the area will improve local infrastructure.

شهرنشینی منطقه باعث بهبود زیرساخت های محلی می شود.

governments need to plan carefully when they urbanize.

در زمان شهرنشینی دولت ها باید با دقت برنامه ریزی کنند.

urbanize the community to enhance economic opportunities.

برای افزایش فرصت های اقتصادی، جامعه را شهرنشین کنید.

they aim to urbanize the outskirts by building new homes.

آنها قصد دارند با ساخت خانه های جدید، حومه شهر را شهرنشین کنند.

urbanizing the area can lead to cultural shifts.

شهرنشینی منطقه می تواند منجر به تغییرات فرهنگی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید