diabolizing

[ایالات متحده]/ˈdaɪəˌbɒlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdaɪəˌbɑːlaɪzɪŋ/

ترجمه

vt. تحت تأثیر شیطان قرار دادن; به شیطان تبدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

diabolizing behavior

رفتار شیطانی

diabolizing tactics

تاکتیک‌های شیطانی

diabolizing narrative

روایت شیطانی

diabolizing figure

شخصیت شیطانی

diabolizing strategy

استراتژی شیطانی

diabolizing rhetoric

ادبیات شیطانی

diabolizing comments

نظرات شیطانی

diabolizing portrayal

تصویرسازی شیطانی

diabolizing discourse

گفتمان شیطانی

diabolizing image

تصویر شیطانی

جملات نمونه

some media outlets are diabolizing political figures for sensationalism.

برخی از رسانه ها برای ایجاد سنساسیون، چهره های سیاسی را شیطانی جلوه می دهند.

he felt that the critics were diabolizing his work unfairly.

او احساس کرد که منتقدان به طور ناعادلانه کار او را شیطانی جلوه می دهند.

diabolizing opponents can lead to a toxic political environment.

شیطانی جلوه دادن حریفان می تواند منجر به یک فضای سیاسی سمی شود.

the documentary aims to stop diabolizing certain communities.

این مستند با هدف متوقف کردن شیطانی جلوه دادن جوامع خاص است.

diabolizing people based on their beliefs is harmful.

شیطانی جلوه دادن مردم بر اساس باورهایشان مضر است.

they accused the journalist of diabolizing the truth.

آنها روزنامه‌نگار را به تحریف حقیقت متهم کردند.

it's easy to start diabolizing someone when emotions run high.

وقتی احساسات شعله‌ور هستند، شروع به شیطانی جلوه دادن کسی آسان است.

diabolizing a rival can backfire in the long run.

شیطانی جلوه دادن یک رقیب ممکن است در درازمدت به ضرر خودتان تمام شود.

he warned against diabolizing those who disagree with us.

او در مورد شیطانی جلوه دادن کسانی که با ما مخالف هستند هشدار داد.

the campaign was criticized for diabolizing its opponents.

کمپین به خاطر شیطانی جلوه دادن حریفان مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید