diad

[ایالات متحده]/ˈdaɪæd/
[بریتانیا]/ˈdaɪæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جفت باینری؛ گروه دو واحدی؛ دوتایی باینری؛ فرم باینری از چهارگانه؛ عنصر دو ارزشی
adj. دوگانه (متقارن)
Word Forms
جمعdiads

عبارات و ترکیب‌ها

diad formation

تشکیل دایاد

diad interaction

تعامل دایاد

diad structure

ساختار دایاد

diad model

مدل دایاد

diad analysis

تجزیه و تحلیل دایاد

diad stability

پایداری دایاد

diad pair

جفت دایاد

diad system

سیستم دایاد

diad dynamics

پویایی دایاد

diad behavior

رفتار دایاد

جملات نمونه

she gave him a diad as a symbol of their love.

او یک دیاد به او به عنوان نمادی از عشق آنها داد.

the diad represents the unity of two families.

دیاد نشان دهنده وحدت دو خانواده است.

he wore a diad during the ceremony.

او در طول مراسم یک دیاد پوشید.

the queen's diad was adorned with precious jewels.

دیاد ملکه با جواهرات گرانبها تزئین شده بود.

they celebrated their anniversary with a diad exchange.

آنها سالگرد عروسی خود را با تعویض دیاد جشن گرفتند.

the diad was passed down through generations.

دیاد از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

he designed a unique diad for the festival.

او یک دیاد منحصر به فرد برای جشنواره طراحی کرد.

the diad symbolizes power and authority.

دیاد نماد قدرت و اقتدار است.

she wore a diad that matched her elegant dress.

او یک دیاد پوشید که با لباس شیکش مطابقت داشت.

during the event, the diad was the center of attention.

در طول رویداد، دیاد مرکز توجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید