dialectics

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈlɛktɪks/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈlɛktɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشی برای استدلال در حل اختلاف؛ مطالعه تناقض بین نیروهای متضاد

عبارات و ترکیب‌ها

social dialectics

辩گویی اجتماعی

historical dialectics

辩گویی تاریخی

materialist dialectics

辩گویی ماتریالیستی

dialectics of nature

辩گویی طبیعت

dialectics of change

辩گویی تغییر

dialectics of reality

辩گویی واقعیت

dialectics of thought

辩گویی فکر

dialectics of history

辩گویی تاریخ

dialectics of society

辩گویی جامعه

dialectics in philosophy

辩گویی در فلسفه

جملات نمونه

dialectics is essential for understanding complex issues.

گفتمان‌شناسی برای درک مسائل پیچیده ضروری است.

he applied dialectics to analyze the situation thoroughly.

او از دیالکتیک برای تحلیل دقیق وضعیت استفاده کرد.

dialectics can help resolve contradictions in arguments.

دیالکتیک می‌تواند به حل تعارضات در استدلال‌ها کمک کند.

studying dialectics enhances critical thinking skills.

مطالعه دیالکتیک مهارت‌های تفکر انتقادی را تقویت می‌کند.

dialectics emphasizes the interconnection of ideas.

دیالکتیک بر ارتباط متقابل ایده‌ها تاکید می‌کند.

in philosophy, dialectics is a method of reasoning.

در فلسفه، دیالکتیک یک روش استدلال است.

dialectics can lead to a deeper understanding of reality.

دیالکتیک می‌تواند منجر به درک عمیق‌تری از واقعیت شود.

she used dialectics to challenge conventional wisdom.

او از دیالکتیک برای به چالش کشیدن خرد متعارف استفاده کرد.

dialectics teaches us to embrace change and development.

دیالکتیک به ما می‌آموزد که تغییر و توسعه را بپذیریم.

understanding dialectics is crucial for effective communication.

درک دیالکتیک برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید