dickers

[ایالات متحده]/ˈdɪkə/
[بریتانیا]/ˈdɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ده; ده قطعه چرم; کسب و کار کوچک
v. مبادله کردن; در کسب و کار کوچک مشغول شدن; چانه زنی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dicker over price

چانه زنی در مورد قیمت

dicker about terms

چانه زنی در مورد شرایط

dicker for details

چانه زنی برای جزئیات

dicker with sellers

چانه زنی با فروشندگان

dicker on contract

چانه زنی در مورد قرارداد

dicker for better

چانه زنی برای بهتر

dicker for discounts

چانه زنی برای تخفیف

dicker for prices

چانه زنی برای قیمت ها

dicker for offers

چانه زنی برای پیشنهادها

dicker in negotiations

چانه زنی در مذاکرات

جملات نمونه

they tried to dicker over the price of the car.

آنها سعی کردند درباره قیمت ماشین چانه زنی کنند.

it's common to dicker with vendors at the market.

چانه زنی با فروشندگان در بازار رایج است.

he loves to dicker about the terms of the deal.

او عاشق چانه زنی درباره شرایط معامله است.

don't be afraid to dicker if you think the price is too high.

اگر فکر می کنید قیمت خیلی زیاد است، از چانه زنی نترسید.

she managed to dicker down the rent significantly.

او توانست اجاره را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

they dickered for hours before reaching an agreement.

آنها ساعت ها چانه زنی کردند تا به توافق برسند.

he doesn't like to dicker; he prefers a straightforward price.

او دوست ندارد چانه زنی کند؛ او ترجیح می دهد قیمت مستقیم باشد.

at the flea market, you need to dicker to get a good deal.

در بازار دست دوم، برای گرفتن معامله خوب باید چانه زنی کنید.

she was skilled at dicker and always got the best prices.

او در چانه زنی مهارت داشت و همیشه بهترین قیمت ها را می گرفت.

when buying a house, it's important to dicker wisely.

هنگام خرید خانه، مهم است که به طور عاقلانه چانه زنی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید