dilatations

[ایالات متحده]/[ˌdɪləˈteɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌdɪləˈteɪʃənz]/

ترجمه

n. عمل یا فرایند گشاد کردن؛ گشادی؛ میزان گشاد شدن چیزی؛ در گinecology، فرایند گشاد شدن گردن رحم در زمان تولید؛ در پزشکی، گشاد شدن یک عروق یا لumen.

جملات نمونه

the heart undergoes significant dilatations during exercise.

قلب در حین ورزش دچار گشاده شدگی‌های معنی‌دار می‌شود.

we studied the effects of medication on arterial dilatations.

ما اثرات دارویی بر گشاده شدگی‌های عروقی را مطالعه کردیم.

severe dilatations of the esophagus can cause discomfort.

گشاده شدگی‌های شدید معده می‌تواند ناراحتی ایجاد کند.

the ultrasound revealed abnormal dilatations in the renal pelvis.

ultrasonografi نشان داد که گشاده شدگی‌های غیرطبیعی در کلیه‌ها وجود دارد.

pupillary dilatations are a common response to certain drugs.

گشاده شدگی‌های پوپیلار به عنوان پاسخی معمول به برخی داروها می‌باشد.

vascular dilatations can be a sign of underlying health issues.

گشاده شدگی‌های عروقی می‌تواند نشانگر مشکلات سلامتی پنهان باشد.

the patient experienced rapid dilatations of the veins in his legs.

بیمار گشاده شدگی‌های سریع در رگ‌های پاها خود را تجربه کرد.

monitoring dilatations of the bladder is crucial during pregnancy.

پیگیری گشاده شدگی‌های مثانه در حین بارداری حیاتی است.

the doctor assessed the extent of the gastric dilatations.

پزشک میزان گشاده شدگی‌های معده را ارزیابی کرد.

cerebral dilatations can lead to increased intracranial pressure.

گشاده شدگی‌های مغز می‌تواند منجر به افزایش فشار داخل مغزی شود.

we observed gradual dilatations of the bronchial tubes in the scans.

ما در اسکن‌ها گشاده شدگی‌های تدریجی در لوله‌های برونکیال را مشاهده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید