diligences

[ایالات متحده]/ˈdɪlɪdʒəns/
[بریتانیا]/ˈdɪlɪdʒəns/

ترجمه

n. تلاش‌ها; کار سخت; کالسکه عمومی چهارچرخ

عبارات و ترکیب‌ها

diligences paid

پرداخت‌های لازم الاجرا

diligences performed

اقدامات انجام شده

diligences required

اقدامات مورد نیاز

diligences conducted

اقدامات انجام شده

diligences undertaken

اقداماتی که انجام شده است

diligences assessed

ارزیابی‌ها

diligences needed

نیاز به اقدامات

diligences executed

اجرای اقدامات

diligences confirmed

تایید اقدامات

diligences reviewed

بررسی اقدامات

جملات نمونه

she completed her due diligences before making an investment.

او قبل از انجام سرمایه‌گذاری، وظایف مراقبت خود را تکمیل کرد.

due diligences are essential in real estate transactions.

وظایف مراقبت در معاملات املاک و مستغلات ضروری هستند.

he showed great diligence in his research work.

او در کار تحقیقاتی خود جدیت فراوانی نشان داد.

the company conducted thorough due diligences on the merger.

شرکت، وظایف مراقبت کامل و دقیقی در مورد ادغام انجام داد.

it's important to exercise due diligence when hiring employees.

هنگام استخدام کارمندان، انجام وظایف مراقبت مهم است.

she approached her studies with diligence and care.

او با جدیت و دقت به تحصیل خود پرداخت.

due diligence helps prevent potential risks in business deals.

وظایف مراقبت به جلوگیری از خطرات احتمالی در معاملات تجاری کمک می کند.

he was praised for his diligence in completing the project on time.

او به خاطر جدیت خود در تکمیل پروژه به موقع مورد تحسین قرار گرفت.

investors should always perform their due diligence.

سرمایه گذاران همیشه باید وظایف مراقبت خود را انجام دهند.

her diligence in preparing the report impressed the manager.

جدیت او در تهیه گزارش مدیر را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید