cheek with dimpled
گونه با گودی
she dimpled at Auguste.
او با حالتی خندان به آگوست نگاه کرد.
a sucking swirl dimpled the water.
گردابی مکنده سطح آب را گودالدار کرد.
Fracture surface was flat in macrographic view,but dimpled rupture was observed in micrographic view.
سطح شکستگی در نمای کلاننگاری صاف بود، اما در نمای میکروسکوپی پارگی گودالدار مشاهده شد.
Her dimpled smile brightened up the room.
لبخند گودالدارش فضا را روشن کرد.
The baby's dimpled cheeks were so adorable.
گونههای گودالدار نوزاد بسیار دوستداشتنی بودند.
He had a dimpled chin and a charming smile.
او چانهای گودالدار و لبخندی جذاب داشت.
The dimpled golf ball flew through the air.
توپ گلف گودالدار در هوا پرواز کرد.
She wore a dimpled velvet dress to the party.
او یک لباس مخمللی گودالدار به مهمانی پوشید.
His dimpled hands were rough from hard work.
دستهای گودالدارش به دلیل کار سخت زبر بودند.
The dimpled surface of the orange indicated it was ripe.
سطح گودالدار پرتقال نشان میداد که رسیده است.
The dimpled texture of the fabric added depth to the design.
بافت گودالدار پارچه عمق بیشتری به طرح اضافه کرد.
She had a dimpled complexion from years of sun exposure.
او به دلیل سالها قرار گرفتن در معرض نور خورشید، رنگ پوست گودالدار داشت.
The dimpled glass reflected the light beautifully.
شیشه گودالدار به زیبایی نور را منعکس میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید