dinkeys

[ایالات متحده]/ˈdɪŋki/
[بریتانیا]/ˈdɪŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوکوموتیو سبک یا قطار الکتریکی کوچک؛ قطار یا لوکوموتیو کوچک (غیررسمی، آمریکایی)

عبارات و ترکیب‌ها

dinkey toy

اسباب‌بازی دینکی

dinkey car

ماشین دینکی

dinkey boat

قایق دینکی

dinkey dog

سگ دینکی

dinkey house

خانه دینکی

dinkey game

بازی دینکی

dinkey cat

گربه دینکی

dinkey bike

دوچرخه دینکی

dinkey bird

پرنده دینکی

dinkey doll

عروسک دینکی

جملات نمونه

my dinkey is always playful and curious.

کلکسی من همیشه بازیگوش و کنجکاو است.

she took her dinkey for a walk in the park.

او کلکسی خود را برای قدم زدن به پارک با خود برد.

he bought a new dinkey to keep him company.

او یک کلکسی جدید خرید تا با او همراه باشد.

the dinkey loves to chase after balls.

کلکسی عاشق تعقیب توپ است.

we found a dinkey wandering in the street.

ما یک کلکسی را در خیابان سرگردان یافتیم.

our dinkey has a habit of digging holes in the yard.

کلکسی ما عادت به کندن سوراخ در حیاط دارد.

she trained her dinkey to do tricks.

او کلکسی خود را آموزش داد تا شعبده انجام دهد.

the dinkey is very loyal to its owner.

کلکسی بسیار وفادار به صاحب خود است.

every morning, i feed my dinkey before breakfast.

هر روز صبح، من قبل از صبحانه کلکسی خود را سیر می کنم.

his dinkey loves to cuddle on the couch.

کلکسی او عاشق بغل کردن روی مبل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید