diplomatic_pressure

[ایالات متحده]//ˌdɪpləˈmætɪk ˈpreʃə(r)//
[بریتانیا]//ˌdɪpləˈmætɪk ˈpreʃər//

ترجمه

n. استفاده از روش‌های دیپلماتیک برای اعمال تأثیر یا فشار بر یک کشور، سازمان یا فرد؛ فشار سیاسی اعمال شده از طریق کانال‌های دیپلماتیک، مذاکرات یا روابط بین‌الملل؛ تلاش‌هایی برای اجبار به رعایت یا تنازل از طریق روش‌های دیپلماتیک مانند تحریم‌ها، هشدارها یا اعتراضات رسمی.

جملات نمونه

the european union increased diplomatic pressure on the regime to halt the human rights abuses.

اتحاد اروپا فشار دیپلماتیک خود را بر رژیم برای متوقف کردن تجاوزات حقوق بشری افزایش داد.

under intense diplomatic pressure from world leaders, the two factions finally agreed to a ceasefire.

در پی فشار دیپلماتیک شدید از سوی رهبران جهان، دو گروه در نهایت به توافق برای ایجاد نشسته‌ای از اشغال دست یافتند.

the united nations is mounting diplomatic pressure to ensure humanitarian aid reaches the conflict zone.

سازمان ملل متحد فشار دیپلماتیک خود را افزایش داده تا کمک‌های انسانی به منطقه درگیر برسد.

economic sanctions are often used in conjunction with diplomatic pressure to force policy changes.

محدودیت‌های اقتصادی اغلب در کنار فشار دیپلماتیک به کار گرفته می‌شوند تا تغییرات سیاستی ایجاد شود.

despite sustained diplomatic pressure, the government has refused to back down on its controversial nuclear program.

در پی فشار دیپلماتیک مداوم، دولت به اصرار خود در مورد برنامه هسته‌ای مورد انتقاد قرار گرفته است.

key allies are maintaining diplomatic pressure on the president to resign immediately.

حلف‌های کلیدی فشار دیپلماتیک خود را بر رئیس جمهور برای استعفا فوری حفظ می‌کنند.

regional powers are exerting diplomatic pressure to de-escalate the border conflict before it spirals out of control.

قدرت‌های منطقه‌ای فشار دیپلماتیک خود را اعمال می‌کنند تا درگیری مرزی قبل از اینکه خارج از کنترل شود، کاهش یابد.

relenting to international diplomatic pressure, the foreign minister agreed to return to the negotiating table.

در پاسخ به فشار دیپلماتیک بین‌المللی، وزیر خارجۀ کشور موافقت کرد تا به میز مذاکرات بازگردد.

the ambassador applied subtle diplomatic pressure to resolve the trade dispute amicably.

فرستاده دیپلماتیک فشار دیپلماتیک ظریفی را اعمال کرد تا اختلاف تجاری به صورت دوستانه حل شود.

there is growing diplomatic pressure to secure the release of the political prisoners.

فشار دیپلماتیک برای تضمین آزادی زندانیان سیاسی در حال افزایش است.

the organization resisted diplomatic pressure and continued its reporting on government corruption.

سازمان فشار دیپلماتیک را مقاومت کرد و گزارش‌دهی خود درباره فساد دولت را ادامه داد.

we need to keep up the diplomatic pressure until we see concrete results.

ما باید فشار دیپلماتیک را ادامه دهیم تا زمانی که نتایج ملموسی دیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید