disambiguates

[ایالات متحده]/dɪsæm'bɪgjʊeɪt/
[بریتانیا]/ˌdɪsæm'bɪɡjuet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. معنی را روشن کردن یا ابهام را از بین بردن.

نمونه‌های واقعی

In BS, what I am trying to sayis disambiguate the net net of this dog and pony showfor you thought leaders.

در BS، آنچه می‌خواهم بگویم این است که ابهام را از خالص‌کاری این نمایش سگ و اسب برای شما رهبران فکر از بین ببرید.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2023 Collection

To disambiguate the meaning of animal signals, such as a string of dolphin clicks or whalesong, scientists needed some inkling of where meaning-encoding units began and ended, Reiss explained.

برای رفع ابهام در مورد معنای نشانه‌های حیوانات، مانند مجموعه‌ای از صدای کلیک دلفین یا نوای نهنگ، دانشمندان به سرنخ‌هایی در مورد اینکه واحدهای رمزگذاری معنا کجا شروع و پایان می‌یابند، نیاز داشتند، رِیس توضیح داد.

منبع: 2023-38

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید