discoloured

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌləd/
[بریتانیا]/dɪsˈkʌlɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل discolour; تغییر رنگ دادن یا کمرنگ شدن

عبارات و ترکیب‌ها

discoloured wall

دیوار رنگ پریده

discoloured fabric

پارچه ای رنگ پریده

discoloured paint

رنگ رنگ پریده

discoloured teeth

دندان های رنگ پریده

discoloured water

آب رنگ پریده

discoloured fruit

میوه رنگ پریده

discoloured skin

پوست رنگ پریده

discoloured paper

کاغذ رنگ پریده

discoloured glass

شیشه رنگ پریده

discoloured metal

فلز رنگ پریده

جملات نمونه

the fabric has discoloured after several washes.

پارچه پس از چندین بار شستشو تغییر رنگ داده است.

her once bright dress is now discoloured.

لباس او که زمانی روشن بود، اکنون تغییر رنگ داده است.

the painting has discoloured due to age.

تابلو نقاشی به دلیل کهولت سن تغییر رنگ داده است.

he noticed the discoloured patches on the wall.

او لکه‌های تغییر رنگ داده روی دیوار را متوجه شد.

the discoloured leaves indicated a problem with the plant.

برگ‌های تغییر رنگ داده نشان‌دهنده مشکلی در گیاه بودند.

she tried to restore the discoloured photograph.

او سعی کرد عکس تغییر رنگ داده را ترمیم کند.

the carpet became discoloured from sunlight exposure.

فرش از قرار گرفتن در معرض نور خورشید تغییر رنگ داد.

they had to replace the discoloured tiles in the bathroom.

آنها مجبور شدند کاشی‌های تغییر رنگ داده را در حمام تعویض کنند.

his teeth became discoloured from drinking too much coffee.

دندان‌های او به دلیل نوشیدن مقدار زیادی قهوه تغییر رنگ داده بودند.

the discoloured fruit was no longer edible.

میوه تغییر رنگ داده دیگر قابل خوردن نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید