discretionarily allocate
اختصاص به صورت سلیقهای
discretionarily decide
تصمیمگیری به صورت سلیقهای
discretionarily approve
تایید به صورت سلیقهای
discretionarily manage
مدیریت به صورت سلیقهای
discretionarily select
انتخاب به صورت سلیقهای
discretionarily grant
اعطای به صورت سلیقهای
discretionarily modify
تغییر به صورت سلیقهای
discretionarily assign
اختصاص دادن به صورت سلیقهای
discretionarily utilize
بهرهبرداری به صورت سلیقهای
discretionarily implement
اجرا به صورت سلیقهای
employees can take vacation days discretionarily.
کارمندان میتوانند به صورت اختیاری روزهای تعطیلات خود را انتخاب کنند.
the manager discretionarily assigned tasks based on performance.
مدیر به صورت اختیاری وظایف را بر اساس عملکرد تعیین کرد.
she discretionarily chose the best candidate for the job.
او به صورت اختیاری بهترین گزینه را برای شغل انتخاب کرد.
funds can be allocated discretionarily by the board.
بودجهها میتوانند به صورت اختیاری توسط هیئت مدیره تخصیص یابد.
the committee discretionarily approved the new policy.
کمیته سیاست جدید را به صورت اختیاری تأیید کرد.
he discretionarily decided to extend the deadline.
او به صورت اختیاری تصمیم گرفت مهلت را تمدید کند.
students can discretionarily select their elective courses.
دانشجویان میتوانند به صورت اختیاری دروس انتخابی خود را انتخاب کنند.
the judge discretionarily imposed a lighter sentence.
قاضی به صورت اختیاری یک حکم خفیفتر صادر کرد.
they discretionarily adjusted the budget for the project.
آنها به صورت اختیاری بودجه پروژه را تنظیم کردند.
management discretionarily changed the work schedule.
مدیریت به صورت اختیاری برنامه کاری را تغییر داد.
discretionarily allocate
اختصاص به صورت سلیقهای
discretionarily decide
تصمیمگیری به صورت سلیقهای
discretionarily approve
تایید به صورت سلیقهای
discretionarily manage
مدیریت به صورت سلیقهای
discretionarily select
انتخاب به صورت سلیقهای
discretionarily grant
اعطای به صورت سلیقهای
discretionarily modify
تغییر به صورت سلیقهای
discretionarily assign
اختصاص دادن به صورت سلیقهای
discretionarily utilize
بهرهبرداری به صورت سلیقهای
discretionarily implement
اجرا به صورت سلیقهای
employees can take vacation days discretionarily.
کارمندان میتوانند به صورت اختیاری روزهای تعطیلات خود را انتخاب کنند.
the manager discretionarily assigned tasks based on performance.
مدیر به صورت اختیاری وظایف را بر اساس عملکرد تعیین کرد.
she discretionarily chose the best candidate for the job.
او به صورت اختیاری بهترین گزینه را برای شغل انتخاب کرد.
funds can be allocated discretionarily by the board.
بودجهها میتوانند به صورت اختیاری توسط هیئت مدیره تخصیص یابد.
the committee discretionarily approved the new policy.
کمیته سیاست جدید را به صورت اختیاری تأیید کرد.
he discretionarily decided to extend the deadline.
او به صورت اختیاری تصمیم گرفت مهلت را تمدید کند.
students can discretionarily select their elective courses.
دانشجویان میتوانند به صورت اختیاری دروس انتخابی خود را انتخاب کنند.
the judge discretionarily imposed a lighter sentence.
قاضی به صورت اختیاری یک حکم خفیفتر صادر کرد.
they discretionarily adjusted the budget for the project.
آنها به صورت اختیاری بودجه پروژه را تنظیم کردند.
management discretionarily changed the work schedule.
مدیریت به صورت اختیاری برنامه کاری را تغییر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید