dished

[ایالات متحده]/dɪʃt/
[بریتانیا]/dɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدب یا تو رفته
v. شکل گذشته از ظرف؛ ایجاد یک شکل تو رفته یا محدب

عبارات و ترکیب‌ها

dished out

توزیع شد

dished up

سرو شد

dished in

درون ریخته شد

dished around

چکاله زد

dished together

با هم ریخته شد

dished carefully

با دقت ریخته شد

dished nicely

به زیبایی ریخته شد

dished generously

به سخاوت ریخته شد

dished perfectly

به طور کامل ریخته شد

dished lightly

به آرامی ریخته شد

جملات نمونه

the chef dished out the pasta with a flourish.

سرآشپز با ظرافت، پاستا را سرو کرد.

she dished the soup into bowls for her guests.

او سوپ را در کاسه‌ها برای مهمانانش سرو کرد.

they dished up a feast for the holiday celebration.

آنها یک جشن بزرگ برای جشن تعطیلات آماده کردند.

he dished out compliments to everyone at the party.

او به همه مهمانی‌ها تعارف کرد.

the waiter dished the dessert onto the plates.

خدمتکار دسر را روی بشقاب‌ها سرو کرد.

after the meeting, she dished out the tasks to her team.

پس از جلسه، او وظایف را به تیم خود محول کرد.

he dished out his opinions during the discussion.

او در طول بحث، نظرات خود را بیان کرد.

at the potluck, everyone dished up their favorite dishes.

در مهمانی، همه غذای مورد علاقه خود را سرو کردند.

she dished out the information to the eager students.

او اطلاعات را در اختیار دانش آموزان مشتاق قرار داد.

he dished out advice based on his own experiences.

او بر اساس تجربیات خود، نصیحت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید