disporting oneself
بازی کردن با خود
disporting in nature
بازی کردن در طبیعت
disporting with friends
بازی کردن با دوستان
disporting outdoors
بازی کردن در فضای باز
disporting freely
بازی کردن آزادانه
disporting with abandon
بازی کردن با بیباکی
disporting in water
بازی کردن در آب
children were disporting in the park, enjoying the sunny day.
کودکان در پارک مشغول بازی و تفریح بودند و از روز آفتابی لذت میبردند.
the friends spent the afternoon disporting by the lake.
دوستان بعد از ظهر را در کنار دریاچه مشغول بازی و تفریح گذراندند.
we watched the puppies disporting in the garden.
ما تولهسگها را در باغ مشغول بازی و تفریح تماشا کردیم.
during the summer, families enjoy disporting on the beach.
در طول تابستان، خانوادهها از بازی و تفریح در ساحل لذت میبرند.
the children were disporting themselves with games and laughter.
کودکان با بازی و خنده مشغول تفریح و سرگرمی بودند.
he spent his weekends disporting in the mountains.
او آخر هفتههای خود را در کوهها مشغول بازی و تفریح گذراند.
they were disporting under the stars, enjoying the night sky.
آنها زیر نور ستارگان مشغول بازی و تفریح بودند و از آسمان شب لذت میبردند.
the festival featured performances while people disported in the streets.
جشنواره با اجراهای مختلف همراه بود در حالی که مردم در خیابانها مشغول بازی و تفریح بودند.
she loves disporting with her friends at the amusement park.
او عاشق بازی و تفریح با دوستانش در شهربازی است.
disporting in the snow is a favorite winter activity for many.
بازی و تفریح در برف، فعالیت مورد علاقه بسیاری در فصل زمستان است.
disporting oneself
بازی کردن با خود
disporting in nature
بازی کردن در طبیعت
disporting with friends
بازی کردن با دوستان
disporting outdoors
بازی کردن در فضای باز
disporting freely
بازی کردن آزادانه
disporting with abandon
بازی کردن با بیباکی
disporting in water
بازی کردن در آب
children were disporting in the park, enjoying the sunny day.
کودکان در پارک مشغول بازی و تفریح بودند و از روز آفتابی لذت میبردند.
the friends spent the afternoon disporting by the lake.
دوستان بعد از ظهر را در کنار دریاچه مشغول بازی و تفریح گذراندند.
we watched the puppies disporting in the garden.
ما تولهسگها را در باغ مشغول بازی و تفریح تماشا کردیم.
during the summer, families enjoy disporting on the beach.
در طول تابستان، خانوادهها از بازی و تفریح در ساحل لذت میبرند.
the children were disporting themselves with games and laughter.
کودکان با بازی و خنده مشغول تفریح و سرگرمی بودند.
he spent his weekends disporting in the mountains.
او آخر هفتههای خود را در کوهها مشغول بازی و تفریح گذراند.
they were disporting under the stars, enjoying the night sky.
آنها زیر نور ستارگان مشغول بازی و تفریح بودند و از آسمان شب لذت میبردند.
the festival featured performances while people disported in the streets.
جشنواره با اجراهای مختلف همراه بود در حالی که مردم در خیابانها مشغول بازی و تفریح بودند.
she loves disporting with her friends at the amusement park.
او عاشق بازی و تفریح با دوستانش در شهربازی است.
disporting in the snow is a favorite winter activity for many.
بازی و تفریح در برف، فعالیت مورد علاقه بسیاری در فصل زمستان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید