dispossesses property
مال را از شخصی سلب میکند
dispossesses rights
حقوق را از شخصی سلب میکند
dispossesses land
زمین را از شخصی سلب میکند
dispossesses wealth
ثروت را از شخصی سلب میکند
dispossesses tenants
مستاجین را از آنها سلب میکند
dispossesses citizens
شهروندان را از آنها سلب میکند
dispossesses individuals
افراد را از آنها سلب میکند
dispossesses farmers
کشاورزان را از آنها سلب میکند
dispossesses communities
جامعهها را از آنها سلب میکند
dispossesses families
خانوادهها را از آنها سلب میکند
the government dispossess the land from the farmers.
دولت زمین را از کشاورزان سلب میکند.
his actions dispossess the community of their rights.
اقدامات او باعث سلب حقوق از جامعه میشود.
they dispossess families during the urban redevelopment.
آنها در طول بازسازی شهری، خانوادهها را سلب میکنند.
the law dispossess individuals of their property without compensation.
قانون بدون جبران، افراد را از دارایی آنها سلب میکند.
dispossessing someone can lead to social unrest.
سلب مالکیت از کسی میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی شود.
he felt that the new policies dispossess the vulnerable.
او احساس کرد که سیاستهای جدید افراد آسیبپذیر را سلب میکند.
dispossessing indigenous people is a historical injustice.
سلب مالکیت از مردم بومی یک بیعدالتی تاریخی است.
they argue that dispossessing landowners is necessary for progress.
آنها استدلال میکنند که سلب مالکیت از صاحبان زمین برای پیشرفت ضروری است.
dispossessing tenants can create a housing crisis.
سلب مالکیت از مستاجران میتواند منجر به بحران مسکن شود.
many activists oppose policies that dispossess the poor.
بسیاری از فعالان مخالف سیاستهایی هستند که فقرا را سلب میکنند.
dispossesses property
مال را از شخصی سلب میکند
dispossesses rights
حقوق را از شخصی سلب میکند
dispossesses land
زمین را از شخصی سلب میکند
dispossesses wealth
ثروت را از شخصی سلب میکند
dispossesses tenants
مستاجین را از آنها سلب میکند
dispossesses citizens
شهروندان را از آنها سلب میکند
dispossesses individuals
افراد را از آنها سلب میکند
dispossesses farmers
کشاورزان را از آنها سلب میکند
dispossesses communities
جامعهها را از آنها سلب میکند
dispossesses families
خانوادهها را از آنها سلب میکند
the government dispossess the land from the farmers.
دولت زمین را از کشاورزان سلب میکند.
his actions dispossess the community of their rights.
اقدامات او باعث سلب حقوق از جامعه میشود.
they dispossess families during the urban redevelopment.
آنها در طول بازسازی شهری، خانوادهها را سلب میکنند.
the law dispossess individuals of their property without compensation.
قانون بدون جبران، افراد را از دارایی آنها سلب میکند.
dispossessing someone can lead to social unrest.
سلب مالکیت از کسی میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی شود.
he felt that the new policies dispossess the vulnerable.
او احساس کرد که سیاستهای جدید افراد آسیبپذیر را سلب میکند.
dispossessing indigenous people is a historical injustice.
سلب مالکیت از مردم بومی یک بیعدالتی تاریخی است.
they argue that dispossessing landowners is necessary for progress.
آنها استدلال میکنند که سلب مالکیت از صاحبان زمین برای پیشرفت ضروری است.
dispossessing tenants can create a housing crisis.
سلب مالکیت از مستاجران میتواند منجر به بحران مسکن شود.
many activists oppose policies that dispossess the poor.
بسیاری از فعالان مخالف سیاستهایی هستند که فقرا را سلب میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید