disreputes

[ایالات متحده]/ˌdɪs.rɪˈpjuːt/
[بریتانیا]/ˌdɪs.rɪˈpjuːt/

ترجمه

n. از دست دادن شهرت

عبارات و ترکیب‌ها

disreputes arise

ظهور نارضایتی‌ها

disreputes spread

گسترش نارضایتی‌ها

disreputes follow

دنبال کردن نارضایتی‌ها

disreputes linger

ادامه نارضایتی‌ها

disreputes grow

رشد نارضایتی‌ها

disreputes damage

آسیب رساندن نارضایتی‌ها

disreputes affect

تاثیرگذاری نارضایتی‌ها

disreputes increase

افزایش نارضایتی‌ها

disreputes threaten

تهدید نارضایتی‌ها

disreputes emerge

ظهور نارضایتی‌ها

جملات نمونه

his actions have brought disreputes to the organization.

اقدامات او باعث بی‌اعتباری برای سازمان شده است.

the scandal caused disreputes for the politician.

رسوایی باعث بی‌اعتباری برای سیاستمدار شد.

she was concerned about the disreputes surrounding her family.

او نگران بی‌اعتباری‌هایی بود که خانواده‌اش را احاطه کرده بود.

disreputes can damage a brand's image significantly.

بی‌اعتباری می‌تواند به طور قابل توجهی به تصویر یک برند آسیب برساند.

the company worked hard to overcome the disreputes from the past.

شرکت برای غلبه بر بی‌اعتباری‌های گذشته تلاش زیادی کرد.

he tried to clear his name from the disreputes.

او سعی کرد نام خود را از بی‌اعتباری‌ها پاک کند.

disreputes among peers can affect team dynamics.

بی‌اعتباری بین همکاران می‌تواند بر پویایی گروه تأثیر بگذارد.

they faced disreputes after the failed project.

آنها پس از پروژه شکست‌خورده با بی‌اعتباری روبرو شدند.

disreputes can arise from misunderstandings and rumors.

بی‌اعتباری می‌تواند از سوء تفاهم‌ها و شایعات ناشی شود.

she worked to restore her reputation after years of disreputes.

او پس از سال‌ها بی‌اعتباری برای بازگرداندن شهرت خود تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید