dissevers

[ایالات متحده]/dɪˈsɛvəz/
[بریتانیا]/dɪˈsɛvərz/

ترجمه

vt. جدا کردن یا تقسیم کردن\nvi. جدا شدن یا شکستن

عبارات و ترکیب‌ها

dissevers all ties

قطع همه ارتباطات

dissevers the bond

قطع پیوند

dissevers from reality

قطع ارتباط از واقعیت

dissevers deep connections

قطع ارتباطات عمیق

dissevers past relations

قطع روابط گذشته

dissevers emotional ties

قطع ارتباطات عاطفی

dissevers family ties

قطع ارتباطات خانوادگی

dissevers social links

قطع پیوندهای اجتماعی

dissevers all connections

قطع همه ارتباطات

dissevers the relationship

قطع رابطه

جملات نمونه

his actions dissevers the trust we built over the years.

اقدامات او اعتمادى را که در طول سال‌ها ساخته‌ایم، از بین می‌برد.

she dissevers her ties with the past to start anew.

او ارتباط خود را با گذشته قطع می‌کند تا از نو شروع کند.

dissevers in communication can lead to misunderstandings.

اختلاف در ارتباط می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the conflict dissevers the relationship between the two countries.

درگیری رابطه بین دو کشور را از بین می‌برد.

he dissevers his old habits to embrace a healthier lifestyle.

او عادت‌های قدیمی خود را کنار می‌گذارد تا یک سبک زندگی سالم‌تر را در آغوش بگیرد.

dissevers in family bonds can be painful and lasting.

اختلاف در پیوندهای خانوادگی می‌تواند دردناک و ماندگار باشد.

the new policy dissevers the link between performance and rewards.

سیاست جدید ارتباط بین عملکرد و پاداش را از بین می‌برد.

dissevers in friendship can often be resolved with open dialogue.

اختلاف در دوستی اغلب می‌توان با گفتگوی باز حل کرد.

he believes that money dissevers personal relationships.

او معتقد است که پول روابط شخصی را از بین می‌برد.

the incident dissevers the community's sense of unity.

این حادثه حس وحدت جامعه را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید