divaricated

[ایالات متحده]/ˌdaɪvəˈreɪkɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌdaɪvəˈreɪkɪtɪd/

ترجمه

vi. به چنگال زدن؛ انحراف پیدا کردن
adj. چنگالی؛ در حال انحراف
vt. تقسیم کردن به دو چنگال

عبارات و ترکیب‌ها

divaricated branches

شاخه های جدا شده

divaricated roots

ریشه‌های جدا شده

divaricated paths

مسیرهای جدا شده

divaricated lines

خطوط جدا شده

divaricated angles

زاویه های جدا شده

divaricated structures

ساختارهای جدا شده

divaricated systems

سیستم های جدا شده

divaricated forms

فرم های جدا شده

divaricated configurations

پیکربندی های جدا شده

divaricated patterns

الگوهای جدا شده

جملات نمونه

the paths divaricated in the forest, leading to different destinations.

مسیرها در جنگل منشعب می‌شدند و به مقاصد مختلفی منتهی می‌شدند.

as the discussion progressed, their opinions began to divaricate.

با پیشرفت بحث، نظرات آنها شروع به انشعاب کرد.

the branches of the tree divaricated, creating a beautiful canopy.

شاخه های درخت منشعب شدند و یک سقف زیبا ایجاد کردند.

her interests divaricated from science to the arts over the years.

علایق او در طول سال ها از علم به هنر منشعب شد.

the river divaricated into several smaller streams.

رودخانه به چندین نهر کوچکتر منشعب شد.

as the project developed, their goals began to divaricate.

با پیشرفت پروژه، اهداف آنها شروع به انشعاب کرد.

his thoughts divaricated, making it hard to focus on one idea.

افکار او منشعب شدند و تمرکز بر یک ایده را دشوار کردند.

the conversation divaricated into several unrelated topics.

گفتگو به چندین موضوع غیرمرتبط منشعب شد.

in the debate, their arguments divaricated significantly.

در بحث، استدلال های آنها به طور قابل توجهی منشعب شد.

the roads divaricated at the intersection, confusing the drivers.

جاده ها در تقاطع منشعب شدند و رانندگان را سردرگم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید