diverters

[ایالات متحده]/dɪˈvɜːtə/
[بریتانیا]/dɪˈvɜrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که جریان یا حرکت را هدایت می‌کند؛ تنظیم‌کننده یا هدایت‌کننده جریان؛ دستگاه چرخشی یا سوئیچینگ؛ مکانیزم وارونه‌کننده یا برعکس‌کننده؛ سوئیچ پرتاب

عبارات و ترکیب‌ها

water diverter

واسطه آب

air diverter

واسطه هوا

flow diverter

واسطه جریان

drain diverter

واسطه تخلیه

heat diverter

واسطه حرارت

traffic diverter

واسطه ترافیک

sewage diverter

واسطه فاضلاب

pressure diverter

واسطه فشار

valve diverter

واسطه شیر

circuit diverter

واسطه مدار

جملات نمونه

the plumber installed a new diverter in the shower.

لوله‌کش یک شیر منحرف جدید در حمام نصب کرد.

we need to replace the diverter valve to fix the leak.

ما باید شیر منحرف را تعویض کنیم تا نشتی را برطرف کنیم.

the diverter directs water to different outlets.

شیر منحرف آب را به خروجی‌های مختلف هدایت می‌کند.

they installed a diverter to manage the water flow.

آنها یک شیر منحرف نصب کردند تا جریان آب را مدیریت کنند.

the diverter switch allows you to choose the water source.

کلید شیر منحرف به شما امکان می‌دهد منبع آب را انتخاب کنید.

he adjusted the diverter to improve water pressure.

او شیر منحرف را تنظیم کرد تا فشار آب را بهبود بخشد.

the diverter is essential for the irrigation system.

شیر منحرف برای سیستم آبیاری ضروری است.

check if the diverter is functioning properly.

بررسی کنید که آیا شیر منحرف به درستی کار می‌کند یا خیر.

the diverter helped prevent flooding in the garden.

شیر منحرف به جلوگیری از سیل در باغ کمک کرد.

he explained how the diverter works in detail.

او نحوه عملکرد شیر منحرف را به طور مفصل توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید