diverticulum

[ایالات متحده]/ˌdaɪ.vəˈtɪk.jʊ.ləm/
[بریتانیا]/ˌdaɪ.vɚˈtɪk.jə.ləm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه یا غشاء ای که در دیواره یک اندام توخالی تشکیل شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

diverticulum formation

تشکیل دیورتیکولوم

diverticulum disease

بیماری دیورتیکولوم

diverticulum removal

برداشتن دیورتیکولوم

diverticulum infection

عفونت دیورتیکولوم

diverticulum treatment

درمان دیورتیکولوم

diverticulum complications

پیچیدگی‌های دیورتیکولوم

diverticulum bleeding

خونریزی دیورتیکولوم

diverticulum symptoms

علائم دیورتیکولوم

diverticulum causes

علت‌های دیورتیکولوم

diverticulum management

مدیریت دیورتیکولوم

جملات نمونه

the doctor diagnosed him with a diverticulum in his intestine.

پزشک او را به وجود یک دیورتیکول در روده تشخیص داد.

diverticulum can lead to complications if not treated properly.

دیورتیکول می‌تواند منجر به عوارض شود اگر به درستی درمان نشود.

many people are unaware of what a diverticulum is.

بسیاری از مردم نمی‌دانند دیورتیکول چیست.

symptoms of a diverticulum may include abdominal pain.

علائم دیورتیکول ممکن است شامل درد شکم باشد.

they performed a scan to check for a diverticulum.

آنها برای بررسی دیورتیکول اسکن انجام دادند.

diverticulum formation is often associated with aging.

تشکیل دیورتیکول اغلب با افزایش سن مرتبط است.

dietary changes can help manage diverticulum issues.

تغییرات رژیمی می‌تواند به مدیریت مشکلات دیورتیکول کمک کند.

he was advised to avoid certain foods due to his diverticulum.

به او توصیه شد به دلیل دیورتیکول از خوردن برخی غذاها خودداری کند.

diverticulum can cause discomfort during digestion.

دیورتیکول می‌تواند باعث ناراحتی در هنگام هضم شود.

understanding diverticulum can help in prevention strategies.

درک دیورتیکول می‌تواند به استراتژی‌های پیشگیری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید