djinn

[ایالات متحده]/dʒɪn/
[بریتانیا]/dʒɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجود ماورایی در فولکلور عرب؛ جن، به‌ویژه در زمینه بازی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

djinn wish

خواستن جن

djinn bottle

بطری جن

djinn magic

جادوی جن

djinn curse

نفرین جن

djinn story

داستان جن

djinn power

قدرت جن

djinn realm

جهان جن

djinn legend

افسانه جن

djinn encounter

برخورد با جن

djinn tale

قصه‌ی جن

جملات نمونه

the djinn granted him three wishes.

دیو سه آرزو به او بخشید.

according to legend, a djinn can be summoned from a lamp.

بر اساس افسانه، می‌توان یک دیو را از یک چراغ احضار کرد.

she believed that the djinn protected her family.

او معتقد بود که دیو از خانواده‌اش محافظت می‌کند.

the djinn's powers were both fascinating and dangerous.

قدرت‌های دیو هم جذاب و هم خطرناک بودند.

he found an ancient lamp that was said to contain a djinn.

او یک چراغ باستانی پیدا کرد که گفته می‌شد یک دیو در آن وجود دارد.

in the story, the djinn was bound to serve the one who released him.

در داستان، دیو موظف به خدمت کسی بود که او را آزاد کرد.

many cultures have their own interpretations of the djinn.

فرهنگ‌های بسیاری تفسیر خود را از دیو دارند.

the djinn appeared in a swirl of smoke and fire.

دیو در میان دود و آتش ظاهر شد.

people often fear the wrath of a vengeful djinn.

مردم اغلب از خشم یک دیو انتقام‌جو می‌ترسند.

he read stories about djinn in ancient texts.

او داستان‌هایی در مورد دیوها را در متون باستانی خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید