doctoring

[ایالات متحده]/'dɑktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعمیر یا تغییر یک شیء، به ویژه با وصله زدن یا جایگزینی یک پوشش

عبارات و ترکیب‌ها

doctoring a patient

معالجه بیمار

doctoring a wound

درمان زخم

doctoring a prescription

تجویز دارو

doctoring medical records

اصلاح سوابق پزشکی

جملات نمونه

he denied doctoring Stephen's drinks.

او انکار کرد که نوشیدنی‌های استیون را دستکاری کرده است.

He was caught doctoring the evidence.

او در حال دستکاری مدارک دستگیر شد.

She accused him of doctoring the financial records.

او او را به دستکاری سوابق مالی متهم کرد.

The company was accused of doctoring the results of the study.

شرکت متهم به دستکاری نتایج مطالعه شد.

Doctoring photos is unethical.

دستکاری عکس‌ها غیراخلاقی است.

The documentary exposed the practice of doctoring images in magazines.

مستند عمل دستکاری تصاویر در مجلات را نشان داد.

He admitted to doctoring his resume to get the job.

او اعتراف کرد که برای گرفتن شغل، رزومه خود را دستکاری کرده است.

The chef was accused of doctoring the recipe.

سرآشپز به دستکاری دستور غذا متهم شد.

Doctoring the footage to make it look more dramatic is misleading.

دستکاری فیلم برای اینکه بیشتر نمایان به نظر برسد گمراه کننده است.

The politician was caught doctoring his speech before the election.

سیاستمدان در حال دستکاری سخنرانی خود قبل از انتخابات دستگیر شدند.

She was known for doctoring old clothes and making them look brand new.

او به خاطر دستکاری لباس های قدیمی و نو کردن آنها شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید