treating patients
درمان بیماران
treating symptoms
درمان علائم
treating conditions
درمان بیماریها
treating wounds
درمان زخمها
treating infections
درمان عفونتها
treating allergies
درمان آلرژی
treating pain
درمان درد
treating depression
درمان افسردگی
treating anxiety
درمان اضطراب
treating diabetes
درمان دیابت
she is treating her patients with great care.
او بیماران خود را با دقت و مراقبت زیاد درمان میکند.
he is treating this project as a priority.
او این پروژه را به عنوان اولویت در نظر میگیرد.
they are treating the issue seriously.
آنها مسئله را با جدیت برخورد میکنند.
we should be treating our environment better.
ما باید محیط زیست خود را بهتر مورد توجه قرار دهیم.
she enjoys treating her friends to dinner.
او از پذیرایی از دوستانش برای شام لذت میبرد.
he is treating the situation with caution.
او با احتیاط با این وضعیت برخورد میکند.
they are treating the new policy with skepticism.
آنها سیاست جدید را با شک و تردید در نظر میگیرند.
she is treating herself to a spa day.
او در حال سپری کردن یک روز در اسپا برای خودش است.
he is treating his car to a thorough wash.
او در حال شستشوی کامل ماشین خود است.
we are treating our customers with respect.
ما با احترام با مشتریان خود رفتار میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید