treating

[ایالات متحده]/ˈtriːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtriːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مدیریت یا برخورد با چیزی
v. شکل حال استمراری از treat، به معنای برخورد کردن یا در نظر گرفتن به روشی مشخص

عبارات و ترکیب‌ها

treating patients

درمان بیماران

treating symptoms

درمان علائم

treating conditions

درمان بیماری‌ها

treating wounds

درمان زخم‌ها

treating infections

درمان عفونت‌ها

treating allergies

درمان آلرژی

treating pain

درمان درد

treating depression

درمان افسردگی

treating anxiety

درمان اضطراب

treating diabetes

درمان دیابت

جملات نمونه

she is treating her patients with great care.

او بیماران خود را با دقت و مراقبت زیاد درمان می‌کند.

he is treating this project as a priority.

او این پروژه را به عنوان اولویت در نظر می‌گیرد.

they are treating the issue seriously.

آنها مسئله را با جدیت برخورد می‌کنند.

we should be treating our environment better.

ما باید محیط زیست خود را بهتر مورد توجه قرار دهیم.

she enjoys treating her friends to dinner.

او از پذیرایی از دوستانش برای شام لذت می‌برد.

he is treating the situation with caution.

او با احتیاط با این وضعیت برخورد می‌کند.

they are treating the new policy with skepticism.

آنها سیاست جدید را با شک و تردید در نظر می‌گیرند.

she is treating herself to a spa day.

او در حال سپری کردن یک روز در اسپا برای خودش است.

he is treating his car to a thorough wash.

او در حال شستشوی کامل ماشین خود است.

we are treating our customers with respect.

ما با احترام با مشتریان خود رفتار می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید