doeskin

[ایالات متحده]/ˈdʌskɪn/
[بریتانیا]/ˈdʌskɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوست یک آهو؛ یک پارچه نرم و سفید که به پوست آهو شباهت دارد
Word Forms
جمعdoeskins

عبارات و ترکیب‌ها

doeskin leather

چرم دزکین

doeskin gloves

دستکش دزکین

doeskin fabric

پارچه دزکین

doeskin coat

پالتوی دزکین

doeskin boots

نیم‌بوت‌های دزکین

doeskin shoes

کفش‌های دزکین

doeskin jacket

ژاکت دزکین

doeskin upholstery

روکش دزکین

doeskin trim

تزیینات دزکین

doeskin accessories

لوازم جانبی دزکین

جملات نمونه

she wore a beautiful doeskin jacket.

او یک ژاکت پوست دوکسکین زیبا پوشید.

the doeskin gloves kept her hands warm.

دستکش‌های پوست دوکسکین دستانش را گرم نگه داشتند.

he prefers doeskin shoes for their comfort.

او کفش‌های پوست دوکسکین را به دلیل راحتی‌شان ترجیح می‌دهد.

doeskin is often used in high-quality leather goods.

پوست دوکسکین اغلب در محصولات چرمی با کیفیت بالا استفاده می‌شود.

she loves the softness of doeskin fabric.

او نرمی پارچه پوست دوکسکین را دوست دارد.

doeskin is a popular choice for winter wear.

پوست دوکسکین یک انتخاب محبوب برای پوشیدن در زمستان است.

the doeskin upholstery added elegance to the room.

روکش پوست دوکسکین ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

he bought a doeskin belt to match his outfit.

او یک کمربند پوست دوکسکین خرید تا با لباسش مطابقت داشته باشد.

doeskin is known for its durability and style.

پوست دوکسکین به دلیل دوام و سبکش شناخته شده است.

the artisan crafted a doeskin purse by hand.

صنع‌تکار یک کیف دستی پوست دوکسکین را به صورت دستی ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید