dolorosas

[ایالات متحده]/dəʊˈlɔːrəsəs/
[بریتانیا]/doʊˈlɔːrəsəs/

ترجمه

n. (ج复数) صورت جمع دلوروسا؛ به معنای مسیر عشق (Via Dolorosa)، مسیری که عیسی به سوی مصلی خود رفت، که معمولاً در زمینه‌های دینی مسیحی استفاده می‌شود.

جملات نمونه

he made a dolorosas decision to leave his homeland.

او تصمیم دردناکی برای ترک کشور خود گرفت.

the therapy involved a series of dolorosas procedures.

درمان شامل مجموعه‌ای از فرآیندهای دردناک بود.

she shared dolorosas memories of her childhood during the interview.

او در حین مصاحبه یادهای دردناکی از کودکی خود را به اشتراک گذاشت.

the patient complained of dolorosas sensations in his lower back.

بیمار درد‌های دردناکی در پشت پایین خود را گزارش داد.

witnesses described the dolorosas scenes at the accident site.

گواهان صحنه‌های دردناک در محل حادثه را توصیف کردند.

we must face the dolorosas realities of the economic crisis.

ما باید واقعیت‌های دردناک بحران اقتصادی را پذیرفته و با آن مواجه شویم.

the museum exhibit focuses on the dolorosas experiences of war survivors.

نمایشگاه موزه بر تجربیات دردناک افرادی که در جنگ باقی ماندند، متمرکز است.

she wrote a book about her dolorosas journey through grief.

او کتابی درباره‌ی سفر دردناک خود از اندوه نوشت.

the report detailed the dolorosas conditions in the refugee camp.

گزارش شرایط دردناک در مراکز پناه‌گاهی را به طور جزئی توضیح داد.

the treatment of these injuries is often long and dolorosas.

درمان این زخم‌ها اغلب طولانی و دردناک است.

he bore the dolorosas consequences of his actions in silence.

او بدون گفتن چیزی عواقب دردناک اقدامات خود را تحمل کرد.

the lawyer described the dolorosas nature of the crime to the jury.

دادستان طبیعت دردناک جرم را به هیت جمعی توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید