domes

[ایالات متحده]/[ˈdəʊmz]/
[بریتانیا]/[ˈdoʊmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گنبدی، طاقچه‌ای (معمولی بالای یک ساختمان)؛ جمع (dome)؛ ناحیه‌ای برجسته یا بیرون زده روی یک سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

glass domes

گنبد شیشه‌ای

ancient domes

گنبد‌های باستانی

building domes

ساختن گنبد

admiring domes

تحسین گنبدها

large domes

گنبد‌های بزرگ

painted domes

گنبد‌های رنگ شده

dome structures

ساختارهای گنبدی

dome ceiling

سقف گنبدی

dome shape

شکل گنبد

dome design

طراحی گنبد

جملات نمونه

the stadium featured impressive domes of steel and glass.

استادیوم دارای گنبدهای چشمگیر فولادی و شیشه‌ای بود.

ancient roman architecture is known for its use of domes.

معماری رومی باستان به استفاده از گنبدها معروف است.

we admired the intricate details of the cathedral domes.

ما به جزئیات پیچیده گنبدهای کلیساها علاقه مند بودیم.

the planetarium's dome projected a stunning view of the night sky.

گنبد رصدخانه تصویری خیره کننده از آسمان شب را به نمایش گذاشت.

the glass domes allowed sunlight to flood the interior garden.

گنبد‌های شیشه‌ای اجازه دادند نور خورشید باغ داخلی را روشن کند.

the hotel's domes provided a unique architectural feature.

گنبد‌های هتل یک ویژگی معماری منحصر به فرد را فراهم کردند.

the geodesic domes offered a sustainable housing solution.

گنبد‌های هندسی یک راه حل مسکن پایدار ارائه دادند.

the domes of the pantheon are a marvel of roman engineering.

گنبد پانتئون یک شاهکار مهندسی رومی است.

the domes reflected the sunset in a beautiful array of colors.

گنبدها غروب خورشید را در یک مجموعه رنگ‌های زیبا منعکس می‌کردند.

the domes protected the plants from the harsh winter weather.

گنبدها گیاهان را از آب و هوای زمستانی سخت محافظت می‌کردند.

the architect designed innovative domes for the new museum.

معمار گنبدهای نوآورانه برای موزه جدید طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید