domestics

[ایالات متحده]/dɪˈmɛstɪks/
[بریتانیا]/dəˈmɛstɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختلافات خانوادگی; خدمتکاران خانگی; پارچه پنبه‌ای; محصولات ملی

عبارات و ترکیب‌ها

domestics market

بازار داخلی

domestics policy

سیاست داخلی

domestics issues

مسائل داخلی

domestics products

محصولات داخلی

domestics affairs

امور داخلی

domestics competition

رقابت داخلی

domestics services

خدمات داخلی

domestics market share

سهم بازار داخلی

domestics sales

فروش داخلی

domestics trends

روندهای داخلی

جملات نمونه

many domestics are skilled in various household tasks.

بسیاری از افراد خانگی در انجام کارهای مختلف منزل مهارت دارند.

she hired domestics to help with the cleaning.

او برای کمک در نظافت، افراد خانگی استخدام کرد.

domestics play a crucial role in maintaining a household.

افراد خانگی نقش مهمی در حفظ و نگهداری از یک منزل ایفا می کنند.

some domestics also assist with childcare.

برخی از افراد خانگی همچنین در مراقبت از کودکان کمک می کنند.

training for domestics can improve their efficiency.

آموزش برای افراد خانگی می تواند کارایی آنها را بهبود بخشد.

domestics often have flexible working hours.

افراد خانگی اغلب ساعات کاری انعطاف پذیر دارند.

it's important to treat domestics with respect.

مهم است که با احترام با افراد خانگی رفتار کنید.

many families rely on domestics for daily chores.

بسیاری از خانواده ها برای انجام کارهای روزمره به افراد خانگی متکی هستند.

domestics can help reduce the workload for busy parents.

افراد خانگی می توانند به کاهش حجم کاری والدین پرمشغله کمک کنند.

hiring domestics can be a worthwhile investment.

استخدام افراد خانگی می تواند یک سرمایه گذاری ارزشمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید