domines

[ایالات متحده]/dɔːˈmiːneɪz/
[بریتانیا]/dɑːˈmiːneɪz/

ترجمه

n. اصطلاح منسوخ برای استاد یا ارباب

عبارات و ترکیب‌ها

domines of power

حکومت قدرت

domines of fate

حکومت سرنوشت

domines of control

حکومت کنترل

domines of influence

حکومت نفوذ

domines of chaos

حکومت هرج و مرج

domines of destiny

حکومت تقدیر

domines of time

حکومت زمان

domines of knowledge

حکومت دانش

domines of war

حکومت جنگ

domines of nature

حکومت طبیعت

جملات نمونه

she domines the art of negotiation.

او بر هنر مذاکره تسلط دارد.

he domines the latest technology trends.

او بر آخرین روندها و گرایش‌های فناوری تسلط دارد.

they domines the market with their innovative products.

آنها با محصولات نوآورانه خود بازار را تسلط دارند.

her expertise domines the field of medicine.

تخصص او زمینه پزشکی را تسلط دارد.

the team domines the competition this season.

این فصل تیم بر رقابت تسلط دارد.

he domines the conversation with his charisma.

او با کاریزمای خود بر گفتگو تسلط دارد.

she domines the dance floor with her moves.

او با حرکات خود بر کف رقص تسلط دارد.

the artist domines the gallery with her powerful paintings.

هنرمند با نقاشی‌های قدرتمند خود گالری را تسلط دارد.

the new policy domines the discussion in the meeting.

سیاست جدید بحث را در جلسه تسلط دارد.

his knowledge of history domines the classroom.

دانش او از تاریخ کلاس درس را تسلط دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید