donged

[ایالات متحده]/dɒŋd/
[بریتانیا]/dɔŋd/

ترجمه

n. واحد پول در ویتنام؛ نام خانوادگی (دونگ)
vt. ضربه زدن یا کوبیدن
vi. تولید صدای زنگ مانند زنگ کلیسا

عبارات و ترکیب‌ها

donged out

بیرون شده

donged up

بالا رفته

donged off

خاموش شده

donged around

گشت و گذار

donged in

وارد شده

donged down

پایین آمده

donged away

دور شده

donged over

روی آن

donged back

برگشته

جملات نمونه

he donged the bell to announce his arrival.

او برای اعلام حضورش زنگ را به صدا درآورد.

the old clock donged loudly at midnight.

ساعت قدیمی در نیمه‌شب با صدای بلند به صدا درآمد.

she donged the door to get attention.

او برای جلب توجه در را به صدا درآورد.

they donged the table to start the meeting.

آنها برای شروع جلسه میز را به صدا درآوردند.

the church bell donged every hour.

زنگ کلیسا هر ساعت به صدا در می‌آمد.

he donged his head in agreement.

او سر خود را به نشانه تایید تکان داد.

she donged the keyboard to type her report.

او برای تایپ گزارش خود صفحه کلید را فشار داد.

they donged the drums to celebrate.

آنها برای جشن گرفتن طبل‌ها را به صدا درآوردند.

the teacher donged the desk to quiet the class.

معلم میز را کوبید تا کلاس را آرام کند.

the wind donged the chimes outside.

باد ناقوس‌های بیرون را به صدا درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید