dormitions

[ایالات متحده]/dɔːˈmɪʃənz/
[بریتانیا]/dɔrˈmɪʃənz/

ترجمه

n. عمل خواب رفتن؛ مرگ

عبارات و ترکیب‌ها

dormitions schedule

برنامه خوابگاه

dormitions policy

سیاست خوابگاه

dormitions rules

قوانین خوابگاه

dormitions notice

اطلاعیه خوابگاه

dormitions form

فرم خوابگاه

dormitions agreement

توافقنامه خوابگاه

dormitions hours

ساعات خوابگاه

dormitions guidelines

دستورالعمل‌های خوابگاه

dormitions request

درخواست خوابگاه

dormitions benefits

مزایای خوابگاه

جملات نمونه

the dormitions of the saints are celebrated in many cultures.

خوابیدن‌های قدیسان در بسیاری از فرهنگ‌ها جشن گرفته می‌شود.

she experienced several dormitions throughout her life.

او در طول زندگی خود چندین خوابیده را تجربه کرد.

his writings often reflect on the dormitions of historical figures.

نوشتجات او اغلب به خوابیدن‌های چهره‌های تاریخی می‌پردازد.

the concept of dormitions is significant in religious teachings.

مفهوم خوابیدن‌ها در آموزش‌های مذهبی مهم است.

many artists depict dormitions in their works.

بسیاری از هنرمندان خوابیدن‌ها را در آثار خود به تصویر می‌کشند.

dormitions are often marked by special rituals and prayers.

خوابیدن‌ها اغلب با مناسک و دعاهای خاص مشخص می‌شوند.

the community gathered to honor the dormitions of their ancestors.

جامعه برای بزرگداشت خوابیدن‌های نیاکانشان گرد هم آمد.

understanding dormitions can deepen one's spiritual journey.

درک خوابیدن‌ها می‌تواند سفر معنوی یک فرد را عمیق‌تر کند.

she wrote a thesis on the cultural significance of dormitions.

او تز دکترای خود را در مورد اهمیت فرهنگی خوابیدن‌ها نوشت.

in some traditions, dormitions are seen as a transition to a better life.

در برخی از سنت‌ها، خوابیدن‌ها به عنوان انتقالی به زندگی بهتر دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید