waking

[ایالات متحده]/'weikiŋ/
[بریتانیا]/ˈwekɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیدار بودن
v. بیدار شدن؛ از خواب بیدار کردن؛ یادها را برانگیختن.

عبارات و ترکیب‌ها

waking up

بیدار شدن

waking dream

رویای بیداری

جملات نمونه

People are waking up that he is arrogant.

مردم در حال حاضر متوجه می‌شوند که او مغرور است.

she is afraid that you are waking from her spell.

او می‌ترسد که شما از طلسم او بیدار شوید.

worked every moment of my waking hours.

من در هر لحظه از ساعات بیداری‌ام کار کردم.

Do you like waking to the sound of a radio?

آیا دوست دارید با صدای رادیو از خواب بیدار شوید؟

She occupied all his waking thoughts.

او تمام افکار بیداری او را تسخیر کرد.

He spends all his waking hours working.

او تمام ساعات بیداری‌اش را صرف کار می‌کند.

stretches herself after waking up; stretched his calves before running.

بعد از بیدار شدن خود را کشید؛ قبل از دویدن ساق‌های خود را کشید.

He is afraid of waking up late, so he always has an alarm on his bedside table.

او می‌ترسد که دیر از خواب بیدار شود، بنابراین همیشه یک ساعت زنگ دار روی میز کنار تختش دارد.

Waking Lifegines audiences in Venice a bresk from the tales of a young man unable to wake up from a series of connecting dreams.

بیدار کردن مخاطبان Lifegines در ونیز یک استراحت از داستان‌های یک جوان که نمی‌تواند از مجموعه‌ای از رویاهای متصل بیدار شود.

Citronellyl oxyacetaldehyde with thick and intense rose and lily note is widely used for waking up floral essences and a extremely precious synthetic perfume with wide applied perspective.

سیترونیل‌آلدهید اکسی‌استالدهید با رایحه رز و لاله غلیظ و شدید به طور گسترده برای بیدار کردن اسانس‌های گل و یک عطر مصنوعی بسیار ارزشمند با دیدگاه کاربردی گسترده استفاده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

And who woke the wakers who did the waking?

چه کسی بيداشت كساني را كه بيدار كردند؟

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

Most of the country will be waking to a day off.

بیشتر نقاط کشور شاهد تعطیل خواهند بود.

منبع: The Guardian (Article Version)

When the doorbell goes it's like he's waking up from a warm slumber.

وقتی زنگ در به صدا در می‌آید، مثل اینه که از یک حالت خواب گرم بیدار می‌شود.

منبع: A man named Ove decides to die.

Harry Potter rolled over inside his blankets without waking up.

هری پاتر در حالی که از خواب بیدار نمی‌شد، در پتوهایش چرخید.

منبع: Idol speaks English fluently.

Megan and Bill are waking up Kelly.

مگان و بیل در حال بیدار کردن کلی هستند.

منبع: Halloween Adventures

I keep finding myself waking up here.

من مدام خودم را در حال بیدار شدن در اینجا می‌بینم.

منبع: American Horror Story Season 1

No, listen-the little ones are waking up.

نه، گوش کن - بچه‌ها دارند بیدار می‌شوند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

There was waking, and there was sleeping.

بیدار شدن وجود داشت و خوابیدن هم وجود داشت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

There was a smell in the air, a smell of earth waking after its long winter.

بوی خاک که پس از زمستان طولانی‌اش از خواب بیدار شده بود، در هوا بود.

منبع: The Trumpet Swan

I'd be waking up in the middle of the night.

من در نیمه شب از خواب بیدار می‌شدم.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید