dossed

[ایالات متحده]/dɒst/
[بریتانیا]/dɑst/

ترجمه

v. به طور غیررسمی یا موقتی خوابیده یا استراحت کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

dossed off

خواب رفت

dossed down

به پایین افتاد

dossed around

چپ و راست کرد

dossed about

اینجا و آنجا

dossed in

وارد شد

dossed out

بیرون انداخت

dossed up

بالا رفت

dossed together

در کنار هم

dossed off quickly

به سرعت خواب رفت

dossed at home

در خانه انداخت

جملات نمونه

he dossed on the couch after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری روی مبل دراز کشید.

she dossed around the house, not wanting to do any chores.

او در خانه دراز کشید و نمی‌خواست هیچ کاری انجام دهد.

they dossed in the park, enjoying the sunny weather.

آنها در پارک دراز کشیدند و از هوای آفتابی لذت بردند.

after lunch, he dossed for a bit before getting back to work.

بعد از ناهار، او کمی دراز کشید قبل از اینکه به کار برگردد.

she often dossed during her free time, reading magazines.

او اغلب اوقات فراغت خود را دراز کشیده و مجله می‌خواند.

on weekends, they love to doss and watch movies.

در آخر هفته‌ها، آنها عاشق دراز کشیدن و تماشای فیلم هستند.

he dossed around the city, exploring new cafes.

او در شهر دراز کشید و کافه‌های جدید را کشف کرد.

she dossed in her room, listening to music all afternoon.

او در اتاق خود دراز کشید و بعد از ظهر به موسیقی گوش داد.

after the meeting, he dossed for a while to clear his mind.

بعد از جلسه، او مدتی دراز کشید تا ذهنش را تازه کند.

they dossed at the beach, soaking up the sun.

آنها در ساحل دراز کشیدند و آفتاب گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید