dossed off
خواب رفت
dossed down
به پایین افتاد
dossed around
چپ و راست کرد
dossed about
اینجا و آنجا
dossed in
وارد شد
dossed out
بیرون انداخت
dossed up
بالا رفت
dossed together
در کنار هم
dossed off quickly
به سرعت خواب رفت
dossed at home
در خانه انداخت
he dossed on the couch after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری روی مبل دراز کشید.
she dossed around the house, not wanting to do any chores.
او در خانه دراز کشید و نمیخواست هیچ کاری انجام دهد.
they dossed in the park, enjoying the sunny weather.
آنها در پارک دراز کشیدند و از هوای آفتابی لذت بردند.
after lunch, he dossed for a bit before getting back to work.
بعد از ناهار، او کمی دراز کشید قبل از اینکه به کار برگردد.
she often dossed during her free time, reading magazines.
او اغلب اوقات فراغت خود را دراز کشیده و مجله میخواند.
on weekends, they love to doss and watch movies.
در آخر هفتهها، آنها عاشق دراز کشیدن و تماشای فیلم هستند.
he dossed around the city, exploring new cafes.
او در شهر دراز کشید و کافههای جدید را کشف کرد.
she dossed in her room, listening to music all afternoon.
او در اتاق خود دراز کشید و بعد از ظهر به موسیقی گوش داد.
after the meeting, he dossed for a while to clear his mind.
بعد از جلسه، او مدتی دراز کشید تا ذهنش را تازه کند.
they dossed at the beach, soaking up the sun.
آنها در ساحل دراز کشیدند و آفتاب گرفتند.
dossed off
خواب رفت
dossed down
به پایین افتاد
dossed around
چپ و راست کرد
dossed about
اینجا و آنجا
dossed in
وارد شد
dossed out
بیرون انداخت
dossed up
بالا رفت
dossed together
در کنار هم
dossed off quickly
به سرعت خواب رفت
dossed at home
در خانه انداخت
he dossed on the couch after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری روی مبل دراز کشید.
she dossed around the house, not wanting to do any chores.
او در خانه دراز کشید و نمیخواست هیچ کاری انجام دهد.
they dossed in the park, enjoying the sunny weather.
آنها در پارک دراز کشیدند و از هوای آفتابی لذت بردند.
after lunch, he dossed for a bit before getting back to work.
بعد از ناهار، او کمی دراز کشید قبل از اینکه به کار برگردد.
she often dossed during her free time, reading magazines.
او اغلب اوقات فراغت خود را دراز کشیده و مجله میخواند.
on weekends, they love to doss and watch movies.
در آخر هفتهها، آنها عاشق دراز کشیدن و تماشای فیلم هستند.
he dossed around the city, exploring new cafes.
او در شهر دراز کشید و کافههای جدید را کشف کرد.
she dossed in her room, listening to music all afternoon.
او در اتاق خود دراز کشید و بعد از ظهر به موسیقی گوش داد.
after the meeting, he dossed for a while to clear his mind.
بعد از جلسه، او مدتی دراز کشید تا ذهنش را تازه کند.
they dossed at the beach, soaking up the sun.
آنها در ساحل دراز کشیدند و آفتاب گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید