| صفت تفضیلی | doubler |
double check
بررسی دو باره
double take
نگاه دوباره
double trouble
دو مشکل
double date
تاریخ دو نفره
double vision
دید دوگانه
double agent
کارآگاه دوگانه
double standard
معیار دوگانه
double cross
خیانت دوگانه
double-edged sword
تیغ دو حادثه
double time
زمان دو برابر
i booked a double room for our honeymoon.
من یک اتاق دو نفره برای عروسی ما رزرو کردم.
he's developed a double chin from eating too much.
او به دلیل خوردن زیاد، یک گردن دو لایه پیدا کرده است.
the company is accused of applying double standards.
این شرکت متهم به اعمال استانداردهای دوگانه میباشد.
please double check the lock before leaving.
قبل از رفتن لطفاً قفل را دوباره بررسی کنید.
she did a double take when she saw him.
وقتی او را دید، او دوباره نگاه کرد.
they went on a double date last night.
آنها شب گذشته به یک دو نفره رفتند.
he served a double fault in the final set.
او در سری انتهایی دو خطای سرویس داد.
the dna has a double helix structure.
DNA دارای ساختار هیلیس دوگانه است.
she's actually a double agent working for the other side.
او در واقع یک عامل دوگانه است که برای طرف دیگر کار میکند.
the recipe calls for double cream.
این رецیپ روی چربی دوگانه نیاز دارد.
he saw double after the accident.
پس از حادثه او دو تصویر دید.
the price is double what it was last year.
قیمت دو برابر آنچه سال گذشته بود است.
double check
بررسی دو باره
double take
نگاه دوباره
double trouble
دو مشکل
double date
تاریخ دو نفره
double vision
دید دوگانه
double agent
کارآگاه دوگانه
double standard
معیار دوگانه
double cross
خیانت دوگانه
double-edged sword
تیغ دو حادثه
double time
زمان دو برابر
i booked a double room for our honeymoon.
من یک اتاق دو نفره برای عروسی ما رزرو کردم.
he's developed a double chin from eating too much.
او به دلیل خوردن زیاد، یک گردن دو لایه پیدا کرده است.
the company is accused of applying double standards.
این شرکت متهم به اعمال استانداردهای دوگانه میباشد.
please double check the lock before leaving.
قبل از رفتن لطفاً قفل را دوباره بررسی کنید.
she did a double take when she saw him.
وقتی او را دید، او دوباره نگاه کرد.
they went on a double date last night.
آنها شب گذشته به یک دو نفره رفتند.
he served a double fault in the final set.
او در سری انتهایی دو خطای سرویس داد.
the dna has a double helix structure.
DNA دارای ساختار هیلیس دوگانه است.
she's actually a double agent working for the other side.
او در واقع یک عامل دوگانه است که برای طرف دیگر کار میکند.
the recipe calls for double cream.
این رецیپ روی چربی دوگانه نیاز دارد.
he saw double after the accident.
پس از حادثه او دو تصویر دید.
the price is double what it was last year.
قیمت دو برابر آنچه سال گذشته بود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید