doubl

[ایالات متحده]/ˈdʌb.əl/
[بریتانیا]/ˈdʌb.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دوگانه؛ دو دریچه
adj. دو لایه‌ای
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیdoubler

عبارات و ترکیب‌ها

double check

بررسی دو باره

double take

نگاه دوباره

double trouble

دو مشکل

double date

تاریخ دو نفره

double vision

دید دوگانه

double agent

کارآگاه دوگانه

double standard

معیار دوگانه

double cross

خیانت دوگانه

double-edged sword

تیغ دو حادثه

double time

زمان دو برابر

جملات نمونه

i booked a double room for our honeymoon.

من یک اتاق دو نفره برای عروسی ما رزرو کردم.

he's developed a double chin from eating too much.

او به دلیل خوردن زیاد، یک گردن دو لایه پیدا کرده است.

the company is accused of applying double standards.

این شرکت متهم به اعمال استانداردهای دوگانه می‌باشد.

please double check the lock before leaving.

قبل از رفتن لطفاً قفل را دوباره بررسی کنید.

she did a double take when she saw him.

وقتی او را دید، او دوباره نگاه کرد.

they went on a double date last night.

آنها شب گذشته به یک دو نفره رفتند.

he served a double fault in the final set.

او در سری انتهایی دو خطای سرویس داد.

the dna has a double helix structure.

DNA دارای ساختار هیلیس دوگانه است.

she's actually a double agent working for the other side.

او در واقع یک عامل دوگانه است که برای طرف دیگر کار می‌کند.

the recipe calls for double cream.

این رецیپ روی چربی دوگانه نیاز دارد.

he saw double after the accident.

پس از حادثه او دو تصویر دید.

the price is double what it was last year.

قیمت دو برابر آنچه سال گذشته بود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید