doughs

[ایالات متحده]/dəʊz/
[بریتانیا]/doʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع خمیر؛ مخلوطی از آرد و آب که برای پخت استفاده می‌شود؛ اصطلاح عامیانه برای پول

عبارات و ترکیب‌ها

knead doughs

ورز دادن خمیرها

roll out doughs

باز کردن خمیرها

prepare doughs

آماده کردن خمیرها

shape doughs

شکل دادن به خمیرها

bake doughs

پختن خمیرها

store doughs

نگهداری خمیرها

freeze doughs

فریز کردن خمیرها

mix doughs

مخلوط کردن خمیرها

divide doughs

تقسیم کردن خمیرها

proof doughs

تخمیر کردن خمیرها

جملات نمونه

the chef prepared several doughs for different types of bread.

سرآشپز چندین خمیر برای انواع مختلف نان تهیه کرد.

she learned how to knead the doughs properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی خمیرها را ورز دهد.

different doughs require varying amounts of flour.

خمیرهای مختلف به مقادیر متفاوتی آرد نیاز دارند.

he experimented with various doughs to create the perfect pizza.

او با انواع مختلف خمیرها آزمایش کرد تا پیتزای عالی را ایجاد کند.

some doughs can be refrigerated for later use.

برخی از خمیرها را می‌توان برای استفاده بعدی در یخچال نگهداری کرد.

she divided the doughs into equal portions.

او خمیرها را به قسمت‌های مساوی تقسیم کرد.

different cultures have unique doughs for their traditional dishes.

فرهنگ‌های مختلف خمیرهای منحصربه‌فردی برای غذاهای سنتی خود دارند.

he rolled out the doughs to make cookies.

او خمیرها را پهن کرد تا بیسکویت درست کند.

she added spices to the doughs for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، ادویه‌ها را به خمیرها اضافه کرد.

some doughs can be used for both sweet and savory dishes.

برخی از خمیرها را می‌توان هم برای غذاهای شیرین و هم برای غذاهای شور استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید