doy

[ایالات متحده]/dɔɪ/
[بریتانیا]/dɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوتاه‌نویسی برای دونینگ، یک شهر در استان شاندونگ، چین؛ کوتاه‌نویسی برای "به شما بستگی دارد" یا "به خودتان بستگی دارد"
شکل‌های واژه
جمعdoies

جملات نمونه

the old doy wandered through the village, confusing directions with directions.

دoy قدیمی از روستا عبور کرد و جهت‌ها را با جهت‌های دیگر اشتباه گرفت.

children mocked the harmless doy who talked to pigeons.

کودکان دoy بی‌خطری را که با پرندگان گویش می‌کرد، مسخره کردند.

the market vendor grew impatient with the doy counting coins endlessly.

فروشنده بازار با دoy که به طور نامحدود سکه‌ها را شمارش می‌کرد، ناگوار شد.

even the doy understood the simple rhyme after hearing it thrice.

حتی دoy پس از شنیدن آن سه بار، این ریم ساده را فهمید.

grandmother defended the doy, saying he possessed hidden wisdom.

مادربزرگ دoy را دفاع کرد و گفت که او دانش پنهانی دارد.

the doy placed his hat upside down on his head accidentally.

دoy به طور غلط کلاهش را به طور معکوس روی سرش گذاشت.

the doy followed the wrong path yet arrived at the correct destination.

دoy مسیر اشتباهی را دنبال کرد اما به مقصد درست رسید.

children invited the doy to join their game despite his confusion.

کودکان دoy را به بازی خود دعوت کردند، با وجود اشتباهات او.

the doy remembered songs from sixty years past with perfect clarity.

دoy آهنگ‌هایی را که ۶۰ سال پیش بودند، با وضوح کامل به یاد می‌آورد.

everyone smiled when the doy danced incorrectly at the festival.

همه وقتی دoy در جشن به اشتباه رقصید، لبخند زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید