dragooned

[ایالات متحده]/drəˈɡuːnd/
[بریتانیا]/drəˈɡunəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی dragoon; به زور وادار کردن کسی به انجام کاری در خلاف میلش

عبارات و ترکیب‌ها

dragooned into service

تحت فشار به خدمت کشیده شدن

dragooned by force

تحت فشار و زور به خدمت کشیده شدن

dragooned against will

علی‌رغم میل باطنی به خدمت کشیده شدن

dragooned for duty

برای انجام وظیفه به خدمت کشیده شدن

dragooned into action

برای اقدام به خدمت کشیده شدن

dragooned into compliance

برای رعایت قوانین به خدمت کشیده شدن

dragooned into agreement

برای توافق به خدمت کشیده شدن

dragooned for support

برای حمایت به خدمت کشیده شدن

dragooned without choice

بدون انتخاب به خدمت کشیده شدن

dragooned into loyalty

برای ایجاد وفاداری به خدمت کشیده شدن

جملات نمونه

he was dragooned into joining the army.

او مجبور به پیوستن به ارتش شد.

she felt dragooned into attending the meeting.

او احساس کرد که مجبور به شرکت در جلسه شده است.

they dragooned the volunteers for the event.

آنها داوطلبان را برای این رویداد مجبور کردند.

after much persuasion, he was dragooned into helping.

پس از اصرار زیاد، او مجبور به کمک شد.

she was dragooned into working overtime.

او مجبور به اضافه کاری شد.

he felt dragooned into making a donation.

او احساس کرد که مجبور به اهدای پول شده است.

they dragooned the staff to stay late.

آنها کارکنان را مجبور به ماندن تا دیر وقت کردند.

she was dragooned into taking the lead on the project.

او مجبور به رهبری پروژه شد.

he was dragooned into giving a speech at the event.

او مجبور به ایراد سخنرانی در این رویداد شد.

they dragooned him into participating in the competition.

آنها او را مجبور به شرکت در مسابقه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید