dragooning

[ایالات متحده]/drəˈɡuːnɪŋ/
[بریتانیا]/drəˈɡunɪŋ/

ترجمه

v. وادار کردن کسی به انجام کاری بر خلاف میل او

عبارات و ترکیب‌ها

dragooning troops

اجبار سربازان

dragooning soldiers

اجبار سربازان

dragooning citizens

اجبار شهروندان

dragooning forces

اجبار نیروها

dragooning volunteers

اجبار داوطلبان

dragooning recruits

اجبار سربازان جدید

dragooning labor

اجبار نیروی کار

dragooning manpower

اجبار نیروی انسانی

dragooning allies

اجبار متحدین

dragooning support

اجبار پشتیبانی

جملات نمونه

they were dragooning volunteers for the community project.

آنها داوطلبان را برای پروژه محلی مجبور به شرکت می‌کردند.

the government is accused of dragooning citizens into military service.

دولت متهم است که شهروندان را به زور به خدمت نظامی می‌کشاند.

dragooning young people into labor is unethical.

اجبار جوانان به کار غیر اخلاقی است.

she felt dragooned into attending the event against her will.

او احساس می‌کرد که علی رغم میل باطنی‌اش مجبور به شرکت در این رویداد شده است.

dragooning can lead to resentment among the workforce.

اجبار می‌تواند منجر به نارضایتی در بین نیروی کار شود.

they were accused of dragooning people into signing petitions.

آنها متهم بودند که مردم را مجبور به امضای دادخواست می‌کنند.

many felt dragooned into supporting the initiative.

بسیاری احساس می‌کردند که مجبور به حمایت از این طرح شده‌اند.

dragooning students into extra classes can create stress.

اجبار دانش‌آموزان به شرکت در کلاس‌های اضافی می‌تواند باعث ایجاد استرس شود.

he was dragooned into joining the committee without his consent.

او بدون رضایت خود به اجبار به عضویت در کمیته در آمد.

dragooning often results in a lack of genuine commitment.

اجبار اغلب منجر به فقدان تعهد واقعی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید