drawknife

[ایالات متحده]/ˈdrɔːnaɪf/
[بریتانیا]/ˈdrɔːnaɪf/

ترجمه

n. چاقویی با تیغه‌ای که بین دو دسته قرار دارد، برای تراشیدن چوب استفاده می‌شود؛ نوعی چاقو با دسته‌هایی در هر دو انتها برای خراشیدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

drawknife technique

تکنیک دراوونایف

drawknife handle

دسته دراوونایف

drawknife blade

تیغه دراوونایف

drawknife usage

نحوه استفاده از دراوونایف

drawknife sharpening

غلطک دراوونایف

drawknife carving

حکاکی با دراوونایف

drawknife design

طراحی دراوونایف

drawknife safety

ایمنی دراوونایف

drawknife maintenance

نگهداری دراوونایف

drawknife workshop

کارگاه دراوونایف

جملات نمونه

the carpenter used a drawknife to shape the wood.

نجار از یک کش‌کاو برای شکل دادن به چوب استفاده کرد.

he learned how to use a drawknife in his woodworking class.

او یاد گرفت که چگونه از یک کش‌کاو در کلاس نجاری خود استفاده کند.

a drawknife is essential for traditional woodworking techniques.

کش‌کاو برای تکنیک‌های سنتی نجاری ضروری است.

she carefully pulled the drawknife along the grain of the wood.

او با دقت کش‌کاو را در امتداد الیاف چوب کشید.

using a drawknife requires practice and skill.

استفاده از کش‌کاو نیاز به تمرین و مهارت دارد.

the drawknife left a smooth finish on the surface.

کش‌کاو یک سطح صاف روی سطح ایجاد کرد.

he prefers a drawknife over a chisel for certain tasks.

او ترجیح می‌دهد از یک کش‌کاو به جای چاقو برای برخی از کارها استفاده کند.

she demonstrated how to properly hold a drawknife.

او نحوه صحیح نگه داشتن یک کش‌کاو را نشان داد.

the drawknife can be used for both rough and fine shaping.

می‌توان از کش‌کاو هم برای شکل‌دهی خشن و هم برای شکل‌دهی ظریف استفاده کرد.

he bought a new drawknife at the woodworking shop.

او یک کش‌کاو جدید از مغازه نجاری خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید