dredging

[ایالات متحده]/'drɛdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاک‌سازی گل یا زباله از کف یک منبع آبی
v. پاک‌سازی گل یا زباله از کف یک منبع آبی؛ کندن

عبارات و ترکیب‌ها

dredging equipment

تجهیزات دراسن

dredging operation

عملیات دراسن

dredging vessel

کشتی دراسن

dredging project

پروژه دراسن

river dredging

دراسن رودخانه

maintenance dredging

دراسن نگهداری

جملات نمونه

dredging for alluvial gold.

خاکبرداری برای طلا حاصلخیزی

She was dredging up the little she knew about babies.

او داشت چیز کمی که درباره نوزادان می‌دانست را به یاد می‌آورد.

dredging andhollow block hoisting construction for the workboat wharf project, rational construction scheme was adopted, which ensured successful completion of the project on schedule.

دریاچه و ساخت و ساز بالابر بلوک توخالی برای پروژه اسکله قایق کار، طرح ساخت و ساز منطقی اتخاذ شد که اطمینان حاصل کرد پروژه طبق برنامه با موفقیت به اتمام رسید.

By music nursing combined with dredging psychology in peri-operation period, the psychological anypnia, low emotion, actuation and nevous anxiety before operation were improved.

با ترکیب مراقبت‌های موسیقیایی و روان‌شناسی در دوران پیش از عمل، علائم روانی مانند آپنیا، کم‌حوصلگی، تحریک‌پذیری و اضطراب عصبی قبل از عمل بهبود یافت.

Construction of a new pier after removal of the existing pier including dredging, provision of handrails, a navigation light, bollards and fendering systems together with transplantation of coral.

ساخت یک اسکله جدید پس از باز کردن اسکله موجود از جمله درآوردن، نصب نرده، چراغ ناوبری، پایه‌ها و سیستم‌های محافظتی همراه با انتقال مرجان.

The dredging of the riverbed is necessary to prevent flooding.

برای جلوگیری از سیل، لایروبی بستر رودخانه ضروری است.

Dredging the canal will improve navigation for boats.

لایروبی کانال، ناوبری برای قایق‌ها را بهبود می‌بخشد.

The company specializes in dredging services for ports and harbors.

این شرکت در خدمات لایروبی برای بنادر و اسکله‌ها تخصص دارد.

Dredging up old memories can be both painful and therapeutic.

بیرون کشیدن خاطرات قدیمی می‌تواند هم دردناک و هم درمانی باشد.

The environmental impact of dredging must be carefully assessed.

تأثیرات زیست محیطی لایروبی باید به دقت ارزیابی شود.

The dredging equipment was brought in to clear the sediment from the lake.

تجهیزات لایروبی برای پاک کردن رسوبات از دریاچه آورده شد.

The dredging process can disrupt marine habitats.

فرآیند لایروبی می‌تواند زیستگاه‌های دریایی را مختل کند.

Local fishermen were concerned about the effects of dredging on fish populations.

ماهیتان محلی نگران اثرات لایروبی بر جمعیت ماهی‌ها بودند.

Dredging operations are scheduled to begin next month.

برنامه‌ریزی شده است که عملیات لایروبی ماه آینده آغاز شود.

The government allocated funds for the dredging of the river to improve water quality.

دولت بودجه‌ای را برای لایروبی رودخانه به منظور بهبود کیفیت آب اختصاص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید