drenching

[ایالات متحده]/ˈdrɛn.tʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdrɛn.tʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خیس کردن به طور کامل؛ فرایند خیساندن

عبارات و ترکیب‌ها

drenching rain

باران شدید

drenching downpour

باران شدید و پی‌درپی

drenching storm

طوفان شدید

drenching sweat

تعریق شدید

drenching water

آب شدید

drenching flood

سیل شدید

drenching waves

امواج شدید

drenching mist

مه شدید

drenching experience

تجربه خیس شدن

drenching clothes

لباس‌های خیس

جملات نمونه

the rain was drenching, soaking everyone in minutes.

باران شدید، همه را در عرض چند دقیقه خیس کرد.

after the drenching, the garden looked refreshed and vibrant.

پس از خیس شدن، باغ طراوت و شادابی داشت.

she was drenching the plants with water every morning.

او هر روز صبح گیاهان را با آب خیس می‌کرد.

the drenching waves crashed against the shore.

امواج شدید علیه ساحل کوبیده شدند.

he returned home, drenched from the unexpected storm.

او از طوفان غیرمنتظره خیس شده به خانه بازگشت.

the drenching sweat made it hard to focus on the game.

تعریق شدید باعث شد تمرکز روی بازی دشوار شود.

we enjoyed a drenching water fight on a hot summer day.

ما از یک مسابقه آب خیس کننده در یک روز گرم تابستان لذت بردیم.

the drenching fog made it difficult to see the road.

مه شدید باعث شد دیدن جاده دشوار شود.

he was caught in a drenching downpour while cycling.

او در حین دوچرخه سواری درگیر یک باران شدید شد.

the drenching rain caused several delays in transportation.

باران شدید باعث تاخیر در حمل و نقل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید