dressages

[ایالات متحده]/ˈdrɛsɑːʒ/
[بریتانیا]/ˈdrɛsɑːʒ/

ترجمه

n. عملکرد سوارکاری که شامل دقت و مهارت است

عبارات و ترکیب‌ها

dressages training

آموزش درساژ

dressages competition

مسابقه درساژ

dressages routine

برنامه درساژ

dressages performance

اجرای درساژ

dressages judge

داور درساژ

dressages test

آزمون درساژ

dressages skills

مهارت‌های درساژ

dressages event

رویداد درساژ

dressages level

سطح درساژ

dressages horse

اسب درساژ

جملات نمونه

she practices dressages every weekend.

او هر هفته‌اي در ميدان سوار كاري تمرين مي‌كند.

he won a medal in dressages last year.

او سال گذشته در ميدان سوار كاري مدال كسب كرد.

dressages require a lot of training and patience.

ميدان سوار كاري به آموزش و صبر زيادي نياز دارد.

many riders enjoy competing in dressages.

بسياري از سوارکاران از مسابقه در ميدان سوار كاري لذت مي‌برند.

she is known for her elegant dressages.

او به خاطر ميدان سوار كاري ظريفش شناخته شده است.

dressages can be a beautiful display of skill.

ميدان سوار كاري می‌تواند یک نمایش زیبا از مهارت باشد.

he is training his horse for dressages.

او در حال آموزش اسب خود برای ميدان سوار كاري است.

dressages are judged based on precision and grace.

ميدان سوار كاري بر اساس دقت و ظرافت قضاوت مي‌شود.

she aspires to become a professional dressages rider.

او خواسته او تبدیل شدن به یک سوارکار حرفه ای ميدان سوار كاري است.

dressages can be challenging but rewarding.

ميدان سوار كاري می‌تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید