drippage

[ایالات متحده]/ˈdrɪpɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈdrɪpɪdʒ/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند چکیدن؛ آبی که چکیده است
Word Forms
جمعdrippages

عبارات و ترکیب‌ها

drippage control

کنترل چکه

drippage prevention

جلوگیری از چکه

drippage analysis

تجزیه و تحلیل چکه

drippage issue

مشکل چکه

drippage test

تست چکه

drippage rate

نرخ چکه

drippage measurement

اندازه گیری چکه

drippage point

نقطه چکه

drippage source

منبع چکه

drippage effect

اثر چکه

جملات نمونه

the drippage from the faucet kept me awake all night.

قطره چکه از شیر تمام شب مرا بیدار نگه داشت.

we need to fix the drippage in the kitchen sink.

ما باید نشتی شیر آب ظرفشویی را تعمیر کنیم.

there was a constant drippage from the ceiling after the rain.

پس از باران، قطره چکه مداومی از سقف وجود داشت.

the drippage from the ice cream cone made a mess.

قطره های یخ دره از مخروط بستنی باعث ایجاد آشفتگی شد.

she used a bowl to catch the drippage from the leaky pipe.

او از یک کاسه برای گرفتن قطره های لوله نشتی استفاده کرد.

the drippage of paint on the floor created an abstract pattern.

قطره های رنگ روی زمین یک الگوی انتزاعی ایجاد کرد.

he complained about the drippage ruining his new shoes.

او در مورد خراب شدن کفش های جدیدش به دلیل قطره ها شکایت کرد.

the chef was annoyed by the drippage from the cooking pot.

سرآشپز از قطره های دیگ آشپزی ناراحت بود.

they installed a tray to catch the drippage from the plants.

آنها یک سینی برای گرفتن قطره های گیاهان نصب کردند.

the constant drippage was a sign that the roof needed repairs.

قطره چکه مداوم نشانه ای بود که سقف نیاز به تعمیرات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید