drippiest faucet
شیرچکه کننده ترین
drippiest sound
صدای چکه کننده ترین
drippiest day
روز چکه کننده ترین
drippiest roof
سقف چکه کننده ترین
drippiest feeling
احساس چکه کننده ترین
dripping drippiest
چکه کننده ترین چکه کننده ترین
was drippiest
چکه کننده ترین بود
drippiest ever
چکه کننده ترین تا به حال
drippiest shade
سایه چکه کننده ترین
drippiest spot
نقطه چکه کننده ترین
the drippiest faucet in the house kept me awake all night.
شیر آب چکه کننده در خانه باعث شد تمام شب بیدار بمانم.
after the rain, the drippiest leaves hung from the branches.
بعد از باران، برگهای چکه کننده از شاخهها آویزان بودند.
he told the drippiest story i'd ever heard, full of exaggeration.
او داستانی بسیار اغراقآمیز تعریف کرد که در تمام عمرم نشنیده بودم.
the drippiest part of the hike was crossing the slippery stream.
خطرناکترین قسمت پیادهروی عبور از نهر لغزنده بود.
the drippiest weather made the ground muddy and difficult to walk on.
آب و هوای چکه کننده باعث شد زمین خاکی و راه رفتن روی آن دشوار شود.
she wore the drippiest raincoat to protect herself from the downpour.
او بارانی بسیار چکه کننده پوشید تا از باران شدید محافظت شود.
the drippiest ice cream cone melted quickly in the summer heat.
آبنبات چکه کننده به سرعت در گرمای تابستان آب شد.
the drippiest pipe in the basement needed immediate repair.
لوله چکه کننده در زیرزمین نیاز به تعمیر فوری داشت.
the drippiest song on the album was surprisingly catchy.
آهنگ چکه کننده در آلبوم به طرز عجیبی جذاب بود.
despite the drippiest conditions, we enjoyed our camping trip.
با وجود شرایط چکه کننده، از سفر کمپینگ خود لذت بردیم.
the drippiest sprinkler system wasted a lot of water.
سیستم آبیاری چکه کننده مقدار زیادی آب هدر داد.
drippiest faucet
شیرچکه کننده ترین
drippiest sound
صدای چکه کننده ترین
drippiest day
روز چکه کننده ترین
drippiest roof
سقف چکه کننده ترین
drippiest feeling
احساس چکه کننده ترین
dripping drippiest
چکه کننده ترین چکه کننده ترین
was drippiest
چکه کننده ترین بود
drippiest ever
چکه کننده ترین تا به حال
drippiest shade
سایه چکه کننده ترین
drippiest spot
نقطه چکه کننده ترین
the drippiest faucet in the house kept me awake all night.
شیر آب چکه کننده در خانه باعث شد تمام شب بیدار بمانم.
after the rain, the drippiest leaves hung from the branches.
بعد از باران، برگهای چکه کننده از شاخهها آویزان بودند.
he told the drippiest story i'd ever heard, full of exaggeration.
او داستانی بسیار اغراقآمیز تعریف کرد که در تمام عمرم نشنیده بودم.
the drippiest part of the hike was crossing the slippery stream.
خطرناکترین قسمت پیادهروی عبور از نهر لغزنده بود.
the drippiest weather made the ground muddy and difficult to walk on.
آب و هوای چکه کننده باعث شد زمین خاکی و راه رفتن روی آن دشوار شود.
she wore the drippiest raincoat to protect herself from the downpour.
او بارانی بسیار چکه کننده پوشید تا از باران شدید محافظت شود.
the drippiest ice cream cone melted quickly in the summer heat.
آبنبات چکه کننده به سرعت در گرمای تابستان آب شد.
the drippiest pipe in the basement needed immediate repair.
لوله چکه کننده در زیرزمین نیاز به تعمیر فوری داشت.
the drippiest song on the album was surprisingly catchy.
آهنگ چکه کننده در آلبوم به طرز عجیبی جذاب بود.
despite the drippiest conditions, we enjoyed our camping trip.
با وجود شرایط چکه کننده، از سفر کمپینگ خود لذت بردیم.
the drippiest sprinkler system wasted a lot of water.
سیستم آبیاری چکه کننده مقدار زیادی آب هدر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید