droned on
به طور مداوم ادامه داد
droned out
کمصدا شد
droned away
دور شد
droned along
همراه با... حرکت کرد
droned back
بازگشت
droned forward
به جلو حرکت کرد
droned past
از کنار... گذشت
droned low
در ارتفاع پایین پرواز کرد
droned softly
به آرامی پرواز کرد
droned loudly
با صدای بلند پرواز کرد
the teacher droned on about the importance of studying.
معلم بیوقفه درباره اهمیت درس خواندن صحبت کرد.
he droned in a monotonous voice during the lecture.
او با صدای یکنواخت در طول سخنرانی بیوقفه صحبت کرد.
the radio droned softly in the background.
صدای رادیو به آرامی در پسزمینه بیوقفه پخش میشد.
she droned on about her weekend plans.
او بیوقفه درباره برنامههای آخر هفتهاش صحبت کرد.
the engine droned as we drove down the highway.
همانطور که در بزرگراه رانندگی میکردیم، موتور بیوقفه صدا میداد.
he droned out the details of the project.
او جزئیات پروژه را بیوقفه بیان کرد.
the speaker droned through the entire presentation.
سخنرانیکننده در طول کل ارائه بیوقفه صحبت کرد.
she droned endlessly about her favorite tv show.
او بیوقفه و به طور مداوم درباره برنامه تلویزیونی مورد علاقهاش صحبت کرد.
the sound of the bees droned around us.
صدای زنبورها بیوقفه در اطراف ما شنیده میشد.
he droned his way through the boring meeting.
او با بیوقفه صحبت کردن از پس جلسه خستهکننده عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید