flown

[ایالات متحده]/fləʊn/
[بریتانیا]/floʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از fly

عبارات و ترکیب‌ها

flown away

دور شده

flown high

بالا پرواز کرده

flown back

بازگشته

flown in

وارد شده

flown out

خارج شده

flown over

بالای آن پرواز کرده

flown past

کنار آن پرواز کرده

flown together

با هم پرواز کرده

flown solo

به تنهایی پرواز کرده

flown free

آزادانه پرواز کرده

جملات نمونه

the birds have flown south for the winter.

پرندگان برای زمستان به جنوب پرواز کرده‌اند.

time has flown since we last met.

از آخرین باری که همدیگر را دیدیم، زمان زیادی گذشته است.

she has flown to paris for a business trip.

او برای یک سفر کاری به پاریس پرواز کرده است.

the plane has flown above the clouds.

هواپیما از بالای ابرها پرواز کرده است.

he has flown a kite in the park.

او بادبادکی را در پارک پرواز داده است.

they have flown together many times.

آنها بارها با هم پرواز کرده‌اند.

the message has flown across the internet.

پیام از طریق اینترنت ارسال شده است.

she has flown through her exams with ease.

او به راحتی از پس امتحاناتی که داشته بر آمده است.

he has flown under the radar for years.

او سال‌ها به طور پنهانی عمل کرده است.

many ideas have flown in and out of my mind.

ایده‌های زیادی از ذهن من عبور کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید