droob

[ایالات متحده]/druːb/
[بریتانیا]/druːb/

ترجمه

n. یک فرد بدشانس یا احمق
Word Forms
جمعdroobs

عبارات و ترکیب‌ها

droob it

droob it

droob away

droob away

droob down

droob down

droob off

droob off

droob out

droob out

droob back

droob back

droob on

droob on

droob up

droob up

droob together

droob together

droob around

droob around

جملات نمونه

my friend loves to droob around the park on weekends.

دوست من عاشق قدم زدن در پارک آخر هفته‌هاست.

she often droobs her favorite songs when feeling relaxed.

او اغلب وقتی احساس آرامش می‌کند، آهنگ‌های مورد علاقه خود را گوش می‌دهد.

we decided to droob through the city and explore new places.

ما تصمیم گرفتیم در شهر قدم بزنیم و مکان‌های جدید را کشف کنیم.

he likes to droob on the beach during summer vacations.

او دوست دارد در طول تعطیلات تابستان در ساحل قدم بزند.

they often droob in the library to study together.

آنها اغلب برای درس خواندن با هم در کتابخانه قدم می‌زنند.

after dinner, we usually droob around the neighborhood.

بعد از شام، معمولاً در اطراف محله قدم می‌زنیم.

she enjoys to droob in the garden, watching the flowers bloom.

او از قدم زدن در باغ و تماشای شکوفه ها لذت می برد.

on weekends, i like to droob at the local markets.

در آخر هفته‌ها، من دوست دارم در بازارهای محلی قدم بزنم.

he often droobs around the art galleries for inspiration.

او اغلب برای الهام‌گیری در اطراف گالری‌های هنری قدم می‌زند.

let's droob through the museum and learn about history.

بیایید از طریق موزه قدم بزنیم و در مورد تاریخ بیشتر بیاموزیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید