chicken drumstick
چیکن دراماستیک
fried drumstick
دراماستیک سرخ شده
crispy drumstick
دراماستیک ترد
A Couple of drumsticks and one coleslaw, please.
لطفاً دو عدد سیخک و یک سالاد کوبیده.
What a barbacue stove! The drumstick cooked by my students is the sweetest one!
چه اجاق باربکیوی خوبی! سیخی که توسط شاگردان من پخته شده شیرینترین است!
Processed Food Products, Based On Chicken, Beef and Seafood. I.E Chicken Panee, Wings, Drumsticks, Beef Burger, Meat Fingers (Kabab) Food Products
محصولات غذایی فرآوری شده، بر اساس مرغ، گوشت گاو و غذاهای دریایی. به عنوان مثال، پن مرغ، بال، ران، همبرگر گوشت گاو، محصولات غذایی انگشتی گوشت (کباب)
She enjoyed the crispy drumsticks at the barbecue party.
او از خوردن سیخکهای ترد در مهمانی باربکیو لذت برد.
The chef seasoned the drumstick with herbs and spices.
سرآشپز سیخک را با گیاهان و ادویهها مزهدار کرد.
He ordered a bucket of fried chicken drumsticks for the picnic.
او یک سطل سیخک مرغ سرخ شده برای پیک نیک سفارش داد.
The drumstick was tender and juicy, cooked to perfection.
سیخک ترد و آبدار بود و به طور کامل پخته شده بود.
The children fought over the last drumstick on the plate.
کودکان برای آخرین سیخک روی بشقاب با هم دعوا کردند.
She used the drumstick as a makeshift drum during the music performance.
او از سیخک به عنوان یک درام موقت در طول اجرای موسیقی استفاده کرد.
The barbecue sauce complemented the flavor of the grilled drumstick perfectly.
سس باربکیو به خوبی طعم سیخک گریل شده را تکمیل کرد.
He prefers the drumstick over the chicken breast when eating fried chicken.
او ترجیح میدهد وقتی مرغ سرخ شده میخورد، سیخک را بیشتر از سینه مرغ دوست داشته باشد.
She marinated the drumstick in a special sauce overnight before grilling it.
او قبل از گریل کردن، سیخک را یک شب در یک سس خاص خیساند.
The drumstick was the star of the dish, drawing everyone's attention.
سیخک ستاره غذا بود و توجه همه را به خود جلب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید