| جمع | ducats |
gold ducat
دوقات طلایی
ducat coin
سکه دوقات
ducat value
ارزش دوقات
ducat trade
معاملات دوقات
ducat price
قیمت دوقات
ducat system
سیستم دوقات
ducat exchange
تبادل دوقات
ducat history
تاریخچه دوقات
ducat mint
آبدارخانه دوقات
ducat standard
استاندارد دوقات
he offered me a ducat for my old watch.
او یک دوکات برای ساعت قدیمیام به من پیشنهاد داد.
the merchant exchanged ducats for goods.
تاجر دوکاتها را در ازای کالا مبادله کرد.
she saved her ducats for a special occasion.
او دوکاتهای خود را برای یک مناسبت خاص پس انداز کرد.
in medieval times, a ducat was a valuable coin.
در دوران قرون وسطی، یک دوکات یک سکه ارزشمند بود.
he lost a ducat betting on the horse race.
او در شرطبندی روی مسابقه اسب یک دوکات از دست داد.
the ducat was widely used in trade across europe.
دوکات به طور گسترده در تجارت در سراسر اروپا استفاده میشد.
she found an old ducat in her grandmother's attic.
او یک دوکات قدیمی را در اتاق زیر شیروانی مادربزرگش پیدا کرد.
investing in ducats was a wise financial decision.
سرمایهگذاری در دوکاتها یک تصمیم مالی عاقلانه بود.
he counted his ducats before making the purchase.
او قبل از خرید، دوکاتهای خود را شمرد.
the ducat's design reflects its historical significance.
طراحی دوکات نشاندهنده اهمیت تاریخی آن است.
gold ducat
دوقات طلایی
ducat coin
سکه دوقات
ducat value
ارزش دوقات
ducat trade
معاملات دوقات
ducat price
قیمت دوقات
ducat system
سیستم دوقات
ducat exchange
تبادل دوقات
ducat history
تاریخچه دوقات
ducat mint
آبدارخانه دوقات
ducat standard
استاندارد دوقات
he offered me a ducat for my old watch.
او یک دوکات برای ساعت قدیمیام به من پیشنهاد داد.
the merchant exchanged ducats for goods.
تاجر دوکاتها را در ازای کالا مبادله کرد.
she saved her ducats for a special occasion.
او دوکاتهای خود را برای یک مناسبت خاص پس انداز کرد.
in medieval times, a ducat was a valuable coin.
در دوران قرون وسطی، یک دوکات یک سکه ارزشمند بود.
he lost a ducat betting on the horse race.
او در شرطبندی روی مسابقه اسب یک دوکات از دست داد.
the ducat was widely used in trade across europe.
دوکات به طور گسترده در تجارت در سراسر اروپا استفاده میشد.
she found an old ducat in her grandmother's attic.
او یک دوکات قدیمی را در اتاق زیر شیروانی مادربزرگش پیدا کرد.
investing in ducats was a wise financial decision.
سرمایهگذاری در دوکاتها یک تصمیم مالی عاقلانه بود.
he counted his ducats before making the purchase.
او قبل از خرید، دوکاتهای خود را شمرد.
the ducat's design reflects its historical significance.
طراحی دوکات نشاندهنده اهمیت تاریخی آن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید