duce

[ایالات متحده]/djuːtʃ/
[بریتانیا]/duːtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبر; رئیس
Word Forms
جمعduces

عبارات و ترکیب‌ها

reduce waste

کاهش ضایعات

produce results

تولید نتایج

introduce changes

معرفی تغییرات

deduce meaning

استنباط معنا

induce stress

ایجاد استرس

reduce costs

کاهش هزینه ها

produce evidence

تولید مدارک

deduce facts

استنباط حقایق

induce change

ایجاد تغییر

reproduce results

بازتولید نتایج

جملات نمونه

he decided to introduce himself as the lead duce of the project.

او تصمیم گرفت خود را به عنوان رهبر پروژه معرفی کند.

the duce of the team emphasized the importance of collaboration.

رهبر تیم بر اهمیت همکاری تاکید کرد.

many followers admire the duce for his strong leadership.

بسیاری از پیروان او را به دلیل رهبری قوی‌اش تحسین می‌کنند.

as a duce, he was responsible for making crucial decisions.

به عنوان رهبر، او مسئولیت اتخاذ تصمیمات مهم را بر عهده داشت.

the duce gave an inspiring speech to motivate the team.

رهبر یک سخنرانی الهام‌بخش ایراد کرد تا تیم را تشویق کند.

she was appointed as the duce of the new initiative.

او به عنوان رهبر طرح جدید منصوب شد.

the duce outlined the vision for the upcoming year.

رهبر چشم‌انداز سال آینده را ترسیم کرد.

everyone respects the duce for his dedication and hard work.

همه به دلیل تعهد و تلاش او به رهبر احترام می‌گذارند.

as the duce, he had to deal with various challenges.

به عنوان رهبر، او باید با چالش‌های مختلف مقابله می‌کرد.

the duce encouraged innovation and creativity within the team.

رهبر نوآوری و خلاقیت را در بین تیم تشویق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید